♫♪ ♫♫♪ بازارصفا ღ ღ

ژاپنی‌ها بسیار کم‌رو و خجالتی و بسیار کم‌حرف‌تر از کره‌ای‌ها و چینی‌ها هستند. حریم‌خصوصی اهمیت بسیار زیادی در ژاپن دارد. افراد می‌توانند اگر بخواهند نامشان را از دفترچه‌های تلفن عمومی بردارند. پنجره‌ها طوری طراحی می‌شوند که دیگران نتوانند از بیرون داخل را نگاه کنند. زیاد سوال پرسیدن بی‌ادبانه و گستاخانه قلمداد می‌شود. انتظار می‌رود که افراد معمولاً ساکت و کم‌حرف باشند.

خیلی از بچه‌های مدرسه‌ای ادعا می‌کنند هیچ‌وقت والدینشان آنها را نبوسیده‌اند. نوجوانان و جوانان درمورد دوست‌پسر یا دوست‌دخترشان یا نداشتن آن با کسی حرف نمی‌زنند و دوست هم ندارند که کسی از آنها در این‌باره و زندگی خصوصیشان سوال کند. در یک تحقیق مشخص شد که دانشجویان یکی از دانشگاه‌های ژاپن ادعا می‌کردند که یک دوست خوب به‌نظرشان کسی است که به زندگی‌خصوصی آنها احترام بگذارد. فیلم‌های درام تلویزیون معمولاً درمورد داستان‌های عاشقانه‌ای است که بقیه با چند نکته راهنما پی به موضوع آن می‌برند.

ژاپنی‌ها کلاً دوست ندارند در محیط‌های عمومی به چشم بیایند یا با غریبه‌ها صحبت کنند مگراینکه الزامی برای آن باشد. بسیاری از ژاپنی‌ها خیلی از ملاقات با خارجی‌ها خجالت می‌کشند. اگر اشتباهی موقع انگلیسی حرف زدن مرتکب شوند، احساس خجالت می‌کنند و به‌خاطرهمین هیچ حرفی نمی‌زنند. همچنین اگر به نظرشان یک فرد خارجی خیلی خشن به‌نظر برسد احساس استرس زیادی خواهند کرد.

آنهایی که سگ دارند، حیوانات را راه خوب و آسانی برای ملاقات افراد جدید می‌پندارند. آنها معمولاً به‌بهانه سگ‌هایشان و سوال کردن درمورد سگ‌ها و نه صاحبان آنها، با هم حرف می‌زنند. koen debut اصطلاحی است که برای توصیف دیدار اول یک مادر و بچه یا یک فرد با سگش به یک پارک جدید استفاده می‌شود. برای اینکه این اتفاق به‌آرامی طی شود، افراد معمولاً کارت ویزیت‌هایی با عکس سگشان روی آن همراه خود دارند. یک جمله خوب برای شروع مکالمه گفتن “kawaii” یعنی بامزه بودن سگ یک نفر است.

صاحب سگی که نامش Moko بود می‌گوید، "پسر من به مدرسه محل نمی‌رفت به‌خاطر همین یک مدت خیلی طولانی ما هیچ دوستی نداشتیم. اگر به‌خاطر Moko نبود نمی‌توانستیم با دوستانمان که سگ دارند آشنا شویم. روابط در شهر بزرگ خیلی سرد است اما وقتی سگ‌ها با هم ارتباط برقرار می‌کنند، کمک می‌کند که یخ بین افراد باز شود." بعد توضیح می‌دهد که به‌خاطر همین است که خیلی‌ها به پارک‌های عمومی می‌روند.

Pico Iyer، نویسنده‌ای که بیشتر از 20 سال در ژاپن زندگی می‌کرد می‌گوید محدودیت ژاپنی یک جنبه معکوس احساسی دارد. او می‌نویسد، "آدم‌هایی که در ژاپن می‌شناسم به طرز فوق‌العاده‌ای به شور و احساسشان متعهد و وفادار هستند به‌خاطر همین است که در اجتماع خیلی خود را محدود می‌کند."

ادب و عهدهای ژاپنی‌ها

ژاپن بعنوان مودب‌ترین اجتماع جهان توصیف می‌شود. در موقعیت‌هایی که دو نفر با دو عقیده مختلف باشند، ژاپنی‌ها معمولاً بر نظر شخص مقابل تاکید می‌کنند درحالیکه امریکایی‌ها معمولاً روی عقیده خودشان پافشاری می‌‌کنند. حتی ترسناکترین پانک‌های ژاپن اگر تصادفاً در خیابان با شما برخورد کنند، عذرخواهی شدید می‌کنند.

ایده ادب در ژاپن را می‌توان با عبارت "عدم تحمل ناخوشنودی" خلاصه کرد. وقتی از مادران ژاپنی درمورد انتظاراتی که از پسر یا دختر خود دارند، سوال می‌کنند، مادرها معمولاً می‌گویند، "دوست دارم فرزندم طوری بزرگ شود که کسی را اذیت نکند".

ریشه‌های ادب ژاپنی از احترام به طبیعت و قانون ژاپنی برای داشتن جامعه باثبات ناشی می‌‌شود. طی دوره ادو یک سری قوانین سیستم طبقاتی ایجاد شد که کلیه جوانب زندگی انسان را تنظیم کرده و با سطح اجتماعی-اقتصادی  و شغل تعریف می‌شد. درنتیجه افراد مطیع و منفعل شده و عادت می‌کردند زندگی خود را با قانون تعریف کنند.

همراه با ایده‌های ژاپنی درمورد ادب و نزاکت، ایده‌هایی نیز درمورد اعتماد و عهدها وجود دارد. Kimiko Manes مولف کتاب شوک فرهنگ در ذهن (Culture Shock in Mind) می‌نویسد: "انتظار می‌رفت که سامورایی‌ها ذهنی پاک داشته باشند و اعتماد اهمیت فوق‌العاده‌ای برای آنها داشت. قولی که به کسی داده می‌شد، حتی اگر به قیمت جان تمام می‌شد، به آن وفا می‌شد. در دوره ادو با ظهور  تجارت، طبقه تاجرین موضع اخلاقی مشابهی اتخاذ کردند. تاجران آن دوره جان خود را به‌ خطر می‌انداختند تا بدهیهای خود را بپردازند و به عهدهای خود وفا کنند. تاجرانی که نمی توانستند این راه را دنبال کنند بقایی نداشتند. مفهوم اعتماد از اهمیت شگرفی برخوردار بود."

وقتی ژاپنی‌ها چیزی می‌گویند و قولی می‌دهند انگار روی سنگ حک شده باشد. بعضی وقت‌ها وقتی درمورد چیزی با همسر ژاپنی‌ام حرف می‌زنم، توصیه‌های عادی را مثل قول‌هایی قطعی قلمداد می‌کند.

 





نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

وقتی کسی را دوست دارید که دوستتان ندارد، چه باید بکنید؟ با اینکه ممکن است اولین واکنشتان به اصطلاح آویزان شدن و سعی در برقراری ارتباط باشد، اما بهترین راهکار این است که واقعیت را بپذیرید و سعی کنید آن فرد را فراموش کنید.

"اگر ندیده بودمت، دوستت نمی داشتم. اگر دوستت نداشتم، عاشقت نمی‌شدم. اگر عاشقت نشده بودم، دلم برایت تنگ نمی‌شد. اما همه این کارها را کردم، می‌کنم و خواهم کرد."

درد دوست داشتن کسی که هیچ علاقه‌ای در قلبش به شما احساس نمی‌کند، نابودتان می‌کند. شما هم کسی را دوست دارید که دوستتان ندارد؟ پس احتمالاً با احساسات نومیدانه مربوط به آن آشنا هستید. وقتی فکر کنید که آن فرد دقیقاً همانی است که می‌خواهید، این احساسات قوی‌تر هم می‌شوند. بیشتر آدم‌ها با امید اینکه روزی بتوانند آن فرد را به دست بیاورند روزگار می‌گذرانند اما این امیدها هیچ‌وقت به واقعیت بدل نمی‌شوند و آنها را با چشمانی گریان و دلی پردرد بر جای می‌گذارند. عشق نافرجام را همه ما احتمالاً تجربه کرده ‌ایم. منتظر وصال یک عشق شدن ممکن است شکستن قلبتان را به دنبال داشته باشد. با اینکه به نظر دشوار می‌آید اما فراموش کردن و ادامه زندگی بهترین کاری است که می‌توانید انجام دهید.

وقتی کسی را دوست دارید که دوستتان ندارد، چه باید بکنید؟

واقعیت را بپذیرید: وقتی عاشق کسی هستیم احساس می‌کنیم که آن فرد تنها کسی است که می‌تواند ما را شاد و خوشبخت کند. چیزی که نمی‌توانیم درک کنیم این است که هیچوقت نمی‌توانیم با کسی که دوستمان ندارد خوشبخت شویم. پس بااینکه ممکن است احساس کنید می‌توانید برای همه عمر به آن فرد متعهد باشید، اما فرد مقابل این احساس را به شما ندارد. پس به جای سعی و تلاش برای برقراری ارتباط با آن فرد سعی کنید این واقعیت را بپذیرید که این عشق دوطرفه نیست و آن را فراموش کنید. دیگر وقت و فکر و انرژی بیشتری را صرف آن فرد نکنید. پذیرش این واقعیات باعث می‌شود بتوانید تمرکزتان را تغییر داده و اولین قدم برای فراموش کردن آن فرد را بردارید.

فراموش کنید: برهم خوردن یک رابطه عاطفی سخت‌ترین قسمت است. تا می‌توانید گریه کنید، بعد همه عکس‌ها و یادگاری هایی که او و زمانهای خوشی که با او داشتید را به یادتان می‌آورد، بیرون بریزید و از چیزها و جاهایی که شما را به یاد او می‌اندازد دوری کنید. درعوض رو به کارهایی بیاورید که مشغولتان می‌کنند، مثل گذراندن وقت با دوستانتان، انجام کارهایی که دوست دارید و از آن لذت می‌برید. این کار باعث می‌شود دیگر در مورد آن فرد خیالپردازی نکنید و به جنبه‌ های دیگر زندگی هم نگاه کنید.

عاشق شوید: اگر کسی دوستتان ندارد ولی باز هم با شما مانده است مطمئناً خیلی از خودش مایه نمی‌گذارد. به ‌جای آویزان شدن برای با او بودن، دست از عذاب دادن خودتان بردارید، دست از او کشیده و به زندگی خودتان برسید. به خودتان توجه کنید و به چیزهای غیرلازم نپردازید. با گذشت زمان یاد می‌گیرید که فراموش کنید و دوباره عاشق شوید.

عشق واقعی زمانی است که دو طرف بتوانند از نظر احساسی و ذهنی همه احساساتشان را با هم شریک باشند. این یک عشق سالم، متوازن و درست است. پس اگر به کسی ابراز عشق کرده‌اید و به نظر می‌رسد که او این احساس را به شما ندارد، دیگر عشق با ارزشتان را صرف او نکنید. با اینکه کسی را دوست دارید که دوستتان ندارد، اما یادتان باشد که این پایان دنیا نیست. با گذشت زمان با کسی آشنا می‌شوید که می‌تواند شاد و خوشبختتان کند و به همان اندازه دوستتان خواهد داشت.






نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

روز اول
به دیگران آزادی بده تا خودشان باشندبا خودت سختگیر باش ,ولی با دیگران با ملایمت رفتار كن .

روز دوم
بیشتر به نیروی تفكر متكی باش تا نیروی جسم .

روز سوم
خودت فكر كننگذار كه دیگران برایت فكر كنند

روز چهارم
عقاید را به دیگران تحمیل نكن.بلكه آنها را با ملایمتبه سمت دیدگاه های خود هدایت كن

روز پنجم
از درون قوی باش تا به دیگران هم قدرت بدهیمانند درخت بلوط تنومندی كه سایه اش موجودات دیگر را پناه می دهد

روز ششم
برای دیگران , دوستی صادق باش و خود را خدمتكای بدان كه همواره در صدد خدمت به دیگران است

روز هفتم
سعی كن در هر كاری كه انجام می دهی بهترین باشی , برای دستیابی به این هدف , لازم نیست دائما در صدد رقابت با دیگران باشی , بلكه این هدف را باید درون خودت پرورش بدهی

روز هشتم
همیشه با درستی و صداقت زندگی كن .به ندرت و با احتیاط قولبدهو اگر قول دادی ,در هر شرایطی به آن وفادار بمان .
موفقیت واقعی را تنها با صداقت می توان یافت

روز نهم
به خودت مغرور نشو جهان پیرامون بسیار بزرگ تر از توست .
درجریان آن شناور باش و بدان قدرتی كه تو را به حركت در میآورد بسیار قوی تر از توست .

روز دهم
فكر من مال من را از سرت بیرون كن . خود را فقط جزئی بدان از حقیقت بسیار بزرگ

روز یازدهم
شمشیر عقل را در آتش عمل شكل بده . فكری را دنبال كن كه نه فقط منطقی , بلكه عملی هم باشد.

روز دوازدهم
خود را در حصار دلیل و منطق حبس نكن , زیرا منطق تنها از راه های رسیدن به حقیقت استوره حقیقت فراتر از منطق است .
نگذار كه منطق تو را بفریبد .استدلال زمانی دوست توست , كه الهام آن را هدایت كند .

روز سیزدهم
درست یا غلط بودن هر چیز را در قلبت احساس تا قدرت استدلال ذاتی و واقعی ات پرورش یابد قدری خود را از نقطه نطرات دیگران جدا كن .

روز چهاردهم
از منطق برای سركوبی دیگران استفاده نكن . بلكه در بحث ها با ملایمت و به عنوان ابزاری برای روشن ساختن موضوع از آن استفاده كن

روز پانزدهم
در بحث بی غرض و منصف باش . بگذار حقیقت راه نكایت باشد نه تمایل به غلبه كردن .
بدان كه دستیابی به حقیقت تنها پیروزی ای است كه ارزش تلاش دارد

روز شانزدهم
مهربانی و مراعات حال دیگران , هر دو از نشانه های قدرت درونی است .
عقاید دیگران را در كنار عقاید خودت بپذیر و به یاد داشته باش كه تسلط بر خود بزرگترین پیروزی است

روز هفدهم
با خودت محكم و قوی ,و با دیگران با ملایمت رفتاركن.

روز هجدهم
قدرت درونی خصوصا در مردان , بیش از آن كه فكرش را بكنی بستگی به كنترل
امیال جنسی دارد مردانگی را در خوشتنداری بدان, نه در آوردن امیال .....

روز نوزدهم
برای این كه ماهیت تمایل جنسی ات را تغییر دهی , احساس كن انرژی این تمایلات دائما از قسمت پایین ستون فقراتت به سمت بالا و از آن جا به مغز جریان دارد . از این تمرین لذت زیادی خواهی برد

روز بیستم
برای تقویت اراده وظائف سخت را قبول كن و سعی كن آنها را كامل انجام دهی روزی یك كار را كه باعث تقویت اراده شود انجام بده

روز بیست و یکم
به دنبال ستاره آقا منشی باش , حتی اگر آن ستاره برای كس دیگری ندرخشد ...

روز بیست و دوم
اقتدار شخصیت را با پایبندی به تعهدات افزایش بده , نه با تحمیل عقایدت را به دیگران

روز بیست و سوم
مانند درخت كاج باش . ریشه های محكمت در زمین و شاخه های آرمان هایت بر بلندای آسمان باشد

روز بیست و چهارم
هدف از انجام هر كاری , ایجاد شادی باشد

روز بیست و پنجم
هنگام پیروزی جوانمرد و هنگام شكست آرام و استوار باش , هرگز اجازه نده كه شكست , حقیقت وجودت را در خود محصور كند .
آن وقت خواهی دید كه خود شكست تبدیل به پیروزی خواهد شد.

روز بیست و ششم
به دیگران احترام بگذار تا آنها هم به تو احترام بگذارند .

روز بیست و هفتم
بخشند گی و قدر شناسی را در خود تقویت كن . این دو از نشانه های جوهر پاك وجودند .
این را بدان كه اگر بخواهی دیگران دوستت باشند , باید چند امتیازی به آنها ببازی .

روز بیست و هشتم
سعی كن در انجان هر كاری اشتیاق داشته باشی و اگر نداری آن را تقویت كن.عقل بدون احساس مانند فصل پائیز است , زیبا ولی بیجان .

روز بیست و نهم
از عشق الها بگیر , اما بالاتر از هر چیز بگذار صداقت بر تو حاكم باشد نه احساس .

روز سی ام
با طرد خود خواهی , خود پسندی و غرور , بگذار عشق طبیعی در قلبت جوانه بزند .





نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

آشنایی های قبل از ازدواج، برای یک جوان یکی از مراحل حساس و تاثیرگذار درزندگی و آینده اوست که درسال های اخیر از دیدگاه های مختلف مورد بحث و پژوهش قرارگرفته است.

درواقع کیفیت و چگونگی گذران آن یکی از مسائل مهم و قابل تامل است، چرا که این روابط می تواند پیامدهای مثبت و منفی بی شماری را برای جوانان به همراه داشته باشد.

یک متخصص امور خانواده در دانشگاه ناتینگهام دراین باره درعصر حاضر می گوید: مبنای ازدواج عشق است و تعریف عملی آن تعهد مشروط، ابدی وجاودانه به فردی ناکامل است و از آنجا که خانواده یک واحد عاطفی و اجتماعی است روابط قبل از خواستگاری نیز باید بر دو رکن عاطفه و اخلاق استوار باشد. درحقیقت ازدواج رکن و مبنای بسیار قوی تری نسبت به رابطه قبل از خواستگاری دارد. جوان با ازدواج به تعهد عرفی، قانونی مکلف می شوند اما به رغم همه تعهدات، حداقل ۲۵درصد ازدواج ها فرجام خوبی ندارد و به طلاق منجر می شود تا حدی که ۴۵ درصد طلاق ها در دو سال اول زندگی رخ می دهد.

دکتر باوئر ازدواج هر فرد را منوط به رشد فکری و عاطفی او می داند و معتقد است: فرد باید برای یک تصمیم بزرگ به رشد عقلی و عاطفی لازم رسیده باشد.

این پژوهشگر روابط قبل از خواستگاری تا ازدواج را به سه مرحله اصلی و دو هنگامه فرعی تقسیم می کند و می گوید: درمرحله نخست یا سری، پنهان کاری حرف اول را می زند، متاسفانه والدین آخرین خاکریزی هستند که از دوستی با جنس مخالف فرزند خود مطلع می شوند و معمولا دوست صمیمی، اطلاعات بیشتری نسبت به والدین دارد. این مساله نشان می دهد که خانواده از نظر عاطفی با فرزندان خود فاصله زیادی دارند، البته در برخی موارد یکی از والدین (بیشتر مادر) درجریان کامل رابطه قرار می گیرد اما پدر را نسبت به موضوع بی اطلاع نگه می دارد و به صورت پنهانی فرزند خود را مورد حمایت قرار می دهد.

وی معتقد است مرحله پنهان کاری دوستی های پیش از خواستگاری بسیار آسیب پذیر، آسیب زا و شکننده است.

این استاد دانشگاه با بیان اینکه که در این دوران به خاطر ترشح هورمون های شادی بخش، احساس لذت و سرخوشی به جوان دست می دهد، می افزاید: بیشتر جوان ها تصور می کنند این احساس به خاطر رفتار طرف مقابل است بنابر این نسبت به او احساس خوبی پیدا می کنند تا جایی که حاضر نیستند او را به هیچ قیمتی از دست بدهند. اما این یک فکر فریبنده است که اگر تکرار شود موجب ذوب شدن یکی در دیگری می شود. درحالی که سلامت یک ازدواج، نیازمند حفظ حریم دو طرف ازدواج برای پشت سرگذاشتن بحران هاست.

دراین مرحله هرگاه از دختر یا پسری پرسیده می شود«چرا می خواهی با این شخص ازدواج کنی؟» می گوید:«دوستش دارم» و به ندرت افرادی پیدا می شوند که اصالت خانوادگی، اخلاق و تحصیلات را ملاک اصلی انتخابشان قرارداده باشند. اگر چه «دوستش دارم» به عنوان نخستین دلیل مطرح می شود اما جوان ها باید بدانند که این، ضعیف ترین دلیل ممکن است.

وی دلیل اصلی پنهان کاری جوانان را دراین دوران مقدس دانستن نهاد خانواده می داند و معتقد است: در بیشتر این روابط، اعضای خانواده در بی خبری مطلق به سر می برند و این درحالی است که جوان ۱۵تا ۲۵ساله نمی تواند جدا از خانواده تصمیم مهمی مثل ازدواج بگیرد.وقتی خانواده ای ازهم پاشیده شود اعضای آن مثل ذرات در هوا معلق می شوند و به هر میزان که از هم پاشیدگی خانواده ها درجامعه ای افزایش یابد به همان میزان نیز از قدرت آن جامعه کاسته می شود.

در سیستم خانواده، اعضا باید قدرت انتخاب داشته باشند تا مسئولیت آن را برعهده بگیرند اما داشتن حق انتخاب، حرف آخر را نمی زند چرا که اگر انتخابی به تایید نرسد، باطل است.

والدین در ازدواج جوانان خود از شروع دوستی تا ازدواج نهایی نقش تعیین کننده ای دارند و ازدواج پیوند دو خانواده ازطریق به اشتراک گذاشتن هر عضو خانواده است، با این حال برخی جوانان برای تشکیل خانواده، خانواده را نادیده می گیرند.

این استاد دانشگاه با اشاره به آسیب هایی که دراین مرحله جوانان را تهدید می کند، می گوید: دختر یا پسر جوان دراین مرحله همه کس را فدای دوست داشتنش می کند تا جایی که اعتبار و احترام خود را نزد والدین از دست می دهد و از همه مهم تر آن که شرف، شخصیت و عزت نفسش را زیر سوال می برد و دچار تحقیر و سرخوردگی می شود.

به گفته وی عشق شرط گشایش رابطه است اما شرط تداوم آن مواظبت از رابطه است زیرا درهر مرحله ای امکان فروپاشی آن وجود دارد.

به طورکلی شناخت بعد عاطفی و اجتماعی خانواده در تداوم رابطه سالم موثر است.

وی نوع تحصیلات، اشتغال و روابط حاکم برخانواده را بر تناسب جوانان به منظور ازدواج موثر می داند و می افزاید: وضعیت فرهنگی، اجتماعی خانواده طرفین ازدواج، درسلامت این ازدواج تاثیرگذار است.

این استاد دانشگاه آگاهی والدین از ارتباط جوانان را مرحله بعدی ارتباط قبل از ازدواج برمی شمرد و می گوید: دراین مرحله اگر والدین بتوانند فرزند خود را از تصمیمش منصرف کنند، سه واکنش مختلف نشان می دهند، خانواده ها در افراطی ترین حالت، فرزندان را طرد می کنند. درحالت میانی به ظاهر تسلیم خواسته آنها می شوند اما مانند زیرخاکستر هستند و درحالت تفریطی در قبال آنها کاملا سرد عمل می کنند و هیچ مسئولیتی نمی پذیرند.

در واقع درحالت تفریطی زوج ها چتر حمایتی خانواده را ازدست می دهند و درمقابل مشکلات بسیار شکننده می شوند تا جایی که از انتخاب خود پشیمان شده و تصمیم به جدایی می گیرند.

وی با بیان اینکه معایب این قبیل روابط بیش از مزایای آن است، می افزاید: والدین درمواجه شدن با این مسائل، نباید رفیق فرزندانشان باشند چرا که در رفاقت مرز بیان دو نفر از بین می رود، ما نباید صمیمیت میان دو دوست را با صمیمیت میان والدین و جوانان مقایسه کنیم.

به گفته او همیشه باید میان والدین و جوانان دیواری از حیا وجود داشته باشد اما مانع ارتباط آن دو نشود، درحقیقت یک نظم سلسله مراتبی درخانواده لازم است و فرزندان باید یادبگیرند تا انتخابشان به تایید نهایی خانواده نرسیده، اعتباری ندارد.

متاسفانه برخی جوانان قبل از این که موضوع را با خانواده درمیان بگذارند به یکدیگر وعده و وعیدپوشالی می دهند و در صورت مخالفت خانواده ها با اصرار زیاد و حتی تهدید به خودکشی و فرار از منزل، والدین را مجبور به پذیرش انتخابشان می کنند. والدین درچنین مواقعی نباید دچار احساسات شوند و اگر نسبت به انتخاب غلط فرزندشان یقین دارند به هیچ وجه به وصلت میان این دو رضایت ندهند.

خانواده ها باید در برابر تصمیمات غلط فرزندان خود با اقتدار عمل کنند، اقتدار به معنای استبداد نیست، بلکه قدرت همراه با منطق است. فرزندان درچنین خانواده ای، حتی آئین های نانوشته را هم قبول دارند و به آن احترام می گذارند.

وی تصریح کرد: بهترین حالت انتخاب همسر، پیشنهاددادن شخص از سوی والدین یا خود فرزندان است.به اعتقاد او ۳ تا ۶ ماه بهترین زمان ممکن برای آشنایی پیش از ازدواج است و البته کیفیت رابطه بسته به اعتقاد خانواده ها متفاوت است، گاهی والدین ارتباطات قبل از ازدواج را درحد دوره چند ماهه نامزدی مناسب می بینند.

وی با اشاره به آمادگی های لازم برای جوانان در دوره پیش از ازدواج می گوید: والدین در وهله اول باید بتوانند جوان را به عنوان عضوی که تشکیل خانواده داده بپذیرند و از لحاظ روانی و عاطفی آمادگی جدا شدن آنها را درخانواده داشته باشند، از سویی دیگر فرزندان نیز باید به این آمادگی رسیده باشند. متاسفانه برخی افراد هیچ وقت متأهل نمی شوند و فقط همسر خود را وارد زندگی مجردیشان می کنند، تأهل زمانی معنا پیدا می کند که با تعهد عملی یعنی وفای به عهد از نظر عاطفی، اخلاقی، عرفی همراه باشد.

آمادگی اقتصادی یکی دیگر از پیش شرط های مهم قبل از ازدواج است که باید حتما از سوی جوانان مورد توجه قرارگیرد.





نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

اگر می‌خواهید ازدواج خود را بهبود بخشید، باید برای بهبود واحد بنیادی رابطه‌ی عاطفی تلاش کنید. زوج‌های خوشبخت، خواسته‌های خود را گسترش می‌دهند و برای تداوم رابطه‌شان، به انتظارات همدیگر، به‌درستی پاسخ می‌دهند. آنان عادت‌می‌کنند پیوسته به تلاش‌های‌شان برای برآوردن خواسته‌ها و انتظارات یکدیگر، پاسخ‌ مثبت بدهند و از بی‌اعتنایی یا درگیر شدن با خواسته‌های هم، پرهیز می‌کنند. این عادت، ثمره‌ی برجسته‌ای دارد؛ به زن و شوهر اجازه می‌دهد نسبت به هم مهربان باشند و علاقه و حس شوخ‌طبعی خود را حتی وقتی در اختلاف به‌سر می‌برند، حفظ کنند.

زوج‌هایی که اندیشمندانه با هم زندگی می‌کنند، راه‌های بی‌شماری برای برآوردن خواسته‌های یکدیگر و حفظ رابطه‌ی عاطفی پیدا می‌کنند.

در زیر به مهم‌ترین راهکارهایی که به شما کمک می‌کند تا زندگی زناشویی موفق‌تری داشته باشید، اشاره شده است:

- برای نوع برخورد همسرتان، معیارهای بالایی تعیین نکنید. هر تلاشی که از او می‌بینید را بپذیرید. به این قانون طبیعت اعتماد کنید: پاسخ موفق به خواسته‌ها، به برآورده‌کردن بیش‌تر می‌انجامد.

- درخواست همسرتان را در تحقق‌بخشیدن به خواسته‌هایش، به عنوان اتهامی که شما در گذشته خطایی‌کرده‌اید، تعبیر‌نکنید، بلکه بدانید شریک زندگی‌تان خواهان لطف بیش‌تر شماست.

- برآورده کردن خواسته‌ها را به رقابت، تبدیل‌نسازید. رقابت، ضد‌تولید است. به‌جای آن، به راهی بیندیشید که عمل مهربانانه، به ‌عمل مهربانانه‌ی دیگری بینجامد.

اگر در روابط خود بهبود سریع ندیدید، سعی‌کنید در یافتن راه‌هایی برای بهبود روابط عاطفی، کوشا باقی‌بمانید. اگر هر دو تعهد کرده‌اید که بهبود پیدا‌کنید، یقین‌بدارید که تلاش‌های‌تان ثمر خواهد داد.

کارهایی که می‌توان برای همسر انجام داد:

وقتی بیمار است، او را تیمار کنید. از دستاوردها، تلاش‌ها و نقطه‌نظرهایش تعریف نمایید. تلاش‌های او را در خانه تحسین کنید و با بیان جمله‌ی «متشکرم»، از او قدردانی کنید. گوش دهید، گوش دهید و باز هم گوش دهید. روی میز یا کیفش، یادداشت عاشقانه بگذارید. در طول روز، سر کار به او تلفن بزنید یا ایمیلی بفرستید. به خانواده و دوستان او، لطفی بکنید. هدیه یا کارت‌پستال خنده‌داری برایش بخرید. برای شریک زندگی خود شعر یا ترانه‌ای بسرایید، نقاشی‌ بکشید و یا کاردستی بسازید. نامه‌ی عاشقانه‌ای برایش بنویسید.

هر تلاشی که از او می‌بینید را بپذیرید. به این قانون طبیعت اعتماد کنید: پاسخ موفق به خواسته‌ها، به برآورده‌کردن بیش‌تر می‌انجامد.

از خاطرات مهم دوران کودکی‌اش سؤال‌کنید و خوب گوش دهید. از ترس‌های او سؤال‌کنید و به جوابش گوش فرادهید. از خواسته‌ها، اهداف و پنداره‌های او پرسش‌کنید و خوب گوش دهید. در پایان روز، به هم بپیوندید و از این‌که روزتان چگونه گذشته، حرف بزنید. با هم، زبانی جدید یاد بگیرید.

- در کارهای تعمیراتی خانه شرکت کنید. عکس‌های خانوادگی بگیرید و آن را نگه‌دارید. برای آینده و خواسته‌های خود برنامه‌ریزی کنید.

علاوه بر اقداماتی که به آن اشاره نمودیم لازم است تا موانع سست کننده عواطف محبت را در میان روابط زناشویی بشناسید.

9 دشمن زندگی زناشویی

برای آنكه زندگی زناشویی‌تان به خوبی پیش رود، بی‌خود به‌دنبال شگردهای معجزه‌آسا نباشید.

در عوض، می‌توانید از برخی از تله‌هایی كه احتمال دارد در درازمدت رشته‌های پیوند‌دهنده بین شما را سست و ضعیف كند، دوری كنید. در اینجا راهنمایی كوچكی در مورد عادات بدی كه كاملا باید كنار بگذارید ارائه می‌دهیم!

1- تلویزیون

تلویزیون قاتل عشق است. در این مورد هیچ شكی نداشته باشید! شام خوردن جلوی تلویزیون را قدغن كنید. هر شب غذا خوردن جلوی تلویزیون به همراه گویندگان نمی‌گذارد حواستان به یكدیگر باشد، از آن گذشته آن‌قدر جلوی تلویزیون به تماشای فیلم مشغول بوده‌اید كه وقتی به رختخواب می‌روید‌، حتی دیگر وقت ندارید با هم حرف بزنید و از حال یكدیگر باخبر شوید. تنها چاره كار این است كه این دشمن را از زندگی عاشقانه بیرون بیندازید! برای آنكه در این كار زیاد سخت‌گیری نكرده باشید‌، می‌توانید موافقت كنید كه در هفته‌، 4 شب تلویزیون خاموش باشد.
عشق

2- خانه‌نشین نشوید

دیگر بیرون نمی‌روید! دیگر از گردش‌های دونفره و شب‌نشینی‌های رمانتیك خبری نیست! باید دوباره آن حال و هوا را به‌دست‌آورید و به اتفاق یكدیگر از خانه بیرون بزنید!

3-استفاده ساعات اضافی

دیگر دیر از سر كار به خانه برنگردید! نه تنها برای خودتان وقت ندارید بلكه علاوه بر آن خستگی و عصبانیت‌تان را با خود به خانه می‌آورید‌ كه حقیقتا موضوع خوشایندی برای همسرتان نیست! تنها كافی‌است كه كار، تمام زندگیتان را به‌خود مشغول كند، به سرعت تنها موضوعی می‌شود كه از آن در خانه حرف می‌زنید. سعی کنید تا قبل از شام كمی وقت برای خودتان و یا با هم بودن داشته باشید. به شرطی در این مدت جلوی تلویزیون ولو نشوید! و خصوصا برای آنكه توجه بیشتری به یكدیگر داشته باشید، هر ازگاهی كار را از یاد ببرید.

4-عدم رسیدگی به وضع ظاهر

فكر نكنید چون دیگر زن و شوهر هستید و چندین سال از زندگی مشتركتان می‌گذرد، باید نسبت به وضع ظاهرتان بی‌خیال شوید!به‌خودتان برسید! همسرتان مطمئنا شما را همانگونه كه هستید دوست دارد، با این‌حال چرا سعی نمی‌كنید خود را به بهترین شكل نشان دهید؟

تفاهم بین همسر و خانواده شما اغلب می‌تواند گرم و صمیمانه باشد. اما نكته مهم آن است كه بدانید زمانی‌كه این تفاهم به حد كافی وجود دارد‌، چیزی را به همسرتان تحمیل نكنید.

5- بی‌توجهی به تغییرات همسر

یكی دیگر از دشمنان بزرگ زن و شوهرها‌، بی‌توجهی است. در اینجا منظور از توجه كردن گل خریدن و یا هدیه دادن نیست بلكه تنها نگاه كردن به همسرتان است. زمانی‌كه همسرتان تغییری کرده و یا لباس جدیدی خریده است به او توجه نشان دهید؛ به‌خصوص زمانی‌كه او را شیك و زیبا می‌بینید .

6- نوع ارتباط با خانواده همسر

تفاهم بین همسر و خانواده شما اغلب می‌تواند گرم و صمیمانه باشد. اما نكته مهم آن است كه بدانید زمانی‌كه این تفاهم به حد كافی وجود دارد‌، چیزی را به همسرتان تحمیل نكنید. چنانچه احساس می‌كنید كه همسرتان از رفت‌وآمد‌های آخر هفته كم‌كم خسته می‌شود به او اصرار نكنید آخر هر هفته برای ناهار با خانواده شما باشد .

7- نبود برنامه

تشكیل خانواده به معنای گذراندن زندگی بدون در نظر‌گرفتن آینده نیست. شما باید به اتفاق هم آینده‌تان را بسازید. بی‌درنگ در مورد آینده‌تان و اینكه چگونه با آن روبه‌رو می‌شوید فكر كنید.

8- سكوت های بیجا

مطمئنا عدم‌گفت‌وگو برای زندگی زناشویی مضر است. این امر بنا به دلایل مختلف اغلب ناشی از كمبود وقت و یا بی‌توجهی زن و مرد نسبت به یكدیگر است كه در بالا از آنها نام برده‌ایم. در این حالت، موضوعی را با هم مطرح كنید و سعی كنید حقیقتا حرف طرف مقابل‌تان را بفهمید.





نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِّلْغَیْبِ بِمَا حَفِظَ اللّه

و زنان صالح، زنانى هستند كه متواضع وفرمانبردارند، و در غیاب (همسر خود،) اسرار و حقوق او را، در مقابل حقوقى كه خدا براى آنان قرار داده، حفظ مى ‏كنند.نساء -34

هر زنی در فکر این است که قلب شوهرش را تسخیر کند، او را عشق و شیدای خود بگرداند، از این رو تمامی کوشش خود را برای رسیدن به این هدف مبذول می دارد؛ گاهی اوقات به نتیجه نمی رسد و ناامید می شود! حتی گاهی نتیجه ی عکس می گیرد، یعنی آن که با زحمات ها و گذشت و ایثار های فراوان، نه آن که همسرش به او نزدیک نشده بلکه نسبت به او سردتر شده است. در این حالت ضمن گیج شدن، از او ناامید شده و از همسرش طلاق عاطفی می گیرد! چرا این گونه شده است؟ چرا قلب همسرش را جذب نکرده، بلکه از دست داده است؟

پاسخ این پرسش ها یک کلمه است؛ به همسرش "احترام" نگذاشته است. این پاسخ بیشتر تعجب زن را بر می انگیزد! و می گوید: آقا من خیلی به شوهرم احترام گذاشتم ولی او لیاقت نداشته است! این خانم درست می گوید ولی با عدم توجه به روحیه ی مرد، با انجام بعضی از کارها تمام زحمات خودش را از بین برده است.

سعی شده در این نوشته "احترام گذاشتن به مرد" را در حد امکان تبین شود تا اولاً باور کنید که تنها و بهترین و سریع ترین راه جذب مردان "احترام گذاشتن به مرد" است ثانیاً چگونگی احترام به مرد را بیاموزید. با پیگیری این نوشته ها و عمل به آن ها قلب همسرتان را تسخیر نمایید.

الف ـ احترام، محترم

لغت احترام از "حرم" می باشد، در لغت نامه ها این گونه معنی شده است: مورد توجه، رعایت؛ فرد محترم ارجمند، شرافتمند، واجب الاحترام(فرهنگ جامع نوین ،ص292).

ب ـ احترام به مرد چرا؟

برای بعضی از زنان این سؤال است که "چرا باید به مردان احترام گذاشت ؟ " مگر ما زنان نیاز به احترام نداریم؟

احترام به مرد به معنای عدم احترام به زن نیست. متأسفانه در جامعه اسلامی ما همراه تهاجم فرهنگی، فمنیسم نیز در جامعه زنان مسلمان رسوخ کرده است، فمنیسم دو حرف اساسی دارد یکی توجه به شخصیت زن و دیگر برابری با مرد، حتی بعضی از رادیکالی آن ها بر آن عقیده هستند که "مرد را باید با تحقیر در قبضه ی خود گرفت"!!!

جریحه دار کردن غرور یک مرد برای او خیلی گران تمام می شود و امکان دارد

در زندگی زناشویی تأثیر نامطلوب دائمی بگذارد. یک مرد به سختی می تواند خفیف شدن از جانب زنش را به فراموشی بسپارد

در مورد توجه و احترام به شخصیت زن هیچ مکتبی مانند دین اسلام به آن توجه نکرده است، با کمی مطالعه در آیات و احادیث به این حقیقت می رسیم. اما در قسمت دوم، غرب هم نپذیرفته است؛ به گفته ی خانم دکتر لورا شل سینگر که مشاور در رادیو واشینگتن است دقت نمایید: "رویکرد فمنیست ها که می خواهند زن ها را بدون مردان ترجیح بدهند و فرزندان بدون پدر بزرگ شوند و نیز اخراج مردان به عنوان موجوداتی غیر ضروری وحتی خطرناک، مسلماً مانع از آن شده است که زنان به ازدواج های تک همسری و روابط زناشویی پایبند ی نشان دهند و این خود بینی وخود محوری درباره ی ارزش زنان از یک سو و تکفیر کردن مردان از سوی دیگر، سببی است تا زن ها با مردان بد رفتاری می کنند چرا؟ زیرا آن چه در جامعه می گذارد به زن ها احساس کاذب برتر بودن داده است(آیین شوهر داری ،ص84)."


إِنَّ الْمَرْءَ یَحْتَاجُ فِی مَنْزِلِهِ وَ عِیَالِهِ إِلَى ثَلَاثِ خِلَالٍ یَتَكَلَّفُهَا وَ إِنْ لَمْ یَكُنْ فِی طَبْعِهِ ذَلِكَ مُعَاشَرَةٌ جَمِیلَةٌ وَ سَعَةٌ بِتَقْدِیرٍ وَ غَیْرَةٌ بِتَحَصُّنٍ

به درستى كه مرد براى اداره خانه و خانواده‏اش به سه صفت نیاز دارد و هرچند این صفات در او نباشد : خوش رفتار بودن، بذل و بخشش به اندازه نمودن و غیرت به جا كه خانواده را حفظ نماید(بحار ج 75،ص 235).


قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَنِ اتَّخَذَ زَوْجَةً فَلْیُكْرِمْهَا

پیامبر (ص) فرمودند : هر کس همسری گرفت پس باید او را احترام نماید( مستدرك‏الوسائل ج : 14، ص 250)


كلمه" بعولة" جمع" بعل" است، و بعل به معناى نر از هر جفتى است، البته مادام كه جفت هستند و علاوه بر دلالتى كه بر مفهوم خود دارد، اشعارى و بویى هم از تفوق و نیرومندى و ثبات در شدائد دارد، واقعیت خارجى هم همین طور است، چون مى‏ بینیم: در هر حیوانى نر از ماده در شدائد نیرومندتر است و بر ماده خود نوعى برترى دارد، و در انسان نیز، شوهر نسبت به همسرش همین طور است و نیز به همین جهت زمین بلندتر از زمین هاى اطرافش را بعل مى‏گویند، بت بزرگ و نخلى كه بزرگ تر از همه نخل ها باشد، و هر چیز بزرگى از این قبیل را بعل مى‏گویند.( ترجمه المیزان ج 2ص347)

وقتی مرد احساس کرد که زن او را لایق و با جرأت می داند به خود

می بالد و این شهامت را به دست می آورد که برای مقابله با هر

مشکلی سینه سپر کند


همان گونه که در آیه ی سوره ی نساء اولین خصلت یک زن صالح را «قانتات » بیان نموده است، علامه طباطبایی در مورد معنای قانتات می فرماید: قنوت به معنی اطاعت و خضوع دائم است (طباطبایی،ج8،ص181). و همچنین در بخش روایات حدیثی از تفسیر قمی نقل می کند «امام باقر (ع) فرمودند: قانتات یعنی مطیعات »
احترام به همسر

زن برای تحقق این احترام و تواضع باید دو کار را نسبت به همسرش رعایت کند:

1ـ تأیید و مقبولیت همسر

2ـ تکریم کردن شوهر

«مرد ها می توانند در بازداشتگاه های اسرای جنگی شلاق ها را تحمل کنند، اما نمی توانند جریحه دار شدن غرور خود را تحمل نمایند. برای آن ها تأیید شدن از سوی همسرشان در حکم دریافت اکسیژن است و اگر این تأیید صورت نگیرد، احساس مردانه خود را از دست می دهد »(شل سینگر، ص، 110) .

دکتر مجد در کتاب روانشناسی زن و مرد می گوید که در تحقیقی که از ده هزار زن موفق غربی که زندگی زناشویی و اجتماعی رضایت بخشی داشته اند، پرسیده شد که:

شما پایه های توفیق در زندگی داخلی خود را چه می دانید؟ آن ها در پاسخ به دو مورد اشاره کردند:

1ـ تأیید کردن همسران

2ـ احساس لذّت از انجام وظایف داخلی خانه (ص،34).

«خانم محترم شما باید به نوعی با شوهرتان حرف بزنید که احساس سربلندی و افتخار کند و حرف های شما موجب تشویق او شود. خوار و خفیف کردن شوهر گناه غیر بخشش و غیر قابل جبران است که یک زن مرتکب می شود. جریحه دار کردن غرور یک مرد برای او خیلی گران تمام می شود و امکان دارد در زندگی زناشویی تأثیر نامطلوب دائمی بگذارد. یک مرد به سختی می تواند خفیف شدن از جانب زنش را به فراموشی بسپارد (کارنگی ،ص،58).

و در جای دیگر خانم دوروتی کارنگی درمورد تأثیر کلامی زن در رشد و ارتقای مرد این گونه می گوید"

«وقتی مرد احساس کرد که زن او را لایق و با جرأت می داند به خود می بالد و این شهامت را به دست می آورد که برای مقابله با هر مشکلی سینه سپر کند. او از لیاقت خود اطمینان می یابد و همین امر اعتماد به نفس لازم را در او به وجود می آورد و قوت قلبی که به او داده شده است باعث موفقیتش می شود »(کارنگی ،ص57).





نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بی تردید در اطرافتان با افرادی مواجه شده‌اید که بنا به دلایلی هنوز مجرد مانده‌اند، یا هنوز فرد مورد علاقه‌شان را پیدا نکرده‌اند و یا شرایط ازدواج برایشان فراهم نشده است.
افرادی هم هستند که همسرانشان را از دست داده‌اند و یا از آنها جدا شده‌اند و یا به افراد سالخورده‌ای برمی‌خوریم که همسر خود را از دست داده‌اند و فرزندانشان سر خانه و زندگی خودشان رفته‌اند و مجبور هستند در تنهایی زندگی کنند. در هر صورت، تنهایی چیز خوشایندی نیست اما این بدان معنا نیست که لحظات زندگی را از دست بدهیم و با اندوه زندگی کنیم.
برای آنکه از تمام لحظات زندگیتان بهره ببرید و با تنهایی کنار بیایید، چند راهکار ارائه می‌دهیم:
1- تنهایی را قابل تحمل و خوشایند کنید:
تنهایی موجب ترس می‌شود. برای آنکه تنهایی را بهتر تحمل کنید و یا حتی آن‌را خوشایند کنید، از آن یک دوست بسازید. از لحظات تنهایی‌تان بهره ببرید، برای خودتان وقت بگذارید، یک استعداد هنری را در خودتان پرورش دهید، آشپزی کنید، کتاب بخوانید، یک فیلم خوب تماشا کنید. خواهید دید که دیگر از تنها ماندن در یک بعدازظهر روز تعطیل در زمستان دچار ترس نمی‌شوید. به مرور زمان، این عمل به یک تفریح و حتی بهتر از آن به یک نیاز تبدیل می‌شود.
2- در محیط خانه احساس راحتی کنید:
برای آنکه هر از گاهی از تنها ماندن در خانه نترسید، لازم است که در محیط خانه احساس خوبی داشته باشید. آپارتمان شما هر چقدر هم که کوچک باشد، باید تصویری مثبت را به شما منعکس کند.
از محیط خانه‌تان کانونی گرم و کوچک بسازید تا در آن به راحتی زندگی کنید. از آنجایی‌که احتمالا تنها زندگی می‌کنید، این فرصت را دارید تا دکور خانه را بنا به میل و سلیقه‌‌تان تغییر دهید. از رنگ دیوارها گرفته تا مبلمان پرده‌ها و... هر چیزی که دوست دارید را انتخاب کنید و «محیط خانه» را به مکانی گرم و دلپذیر و راحت تبدیل کنید.
3- اعتماد به نفس داشته باشید:
افکار منفی را کنار بگذارید! چنانچه به هر دلیلی مجرد و تنها مانده‌اید این بدان معنا نیست که شما زشت، احمق و یا نچسب هستید.
دوران حرف‌های قدیمی و تکراری مثل دختر ترشیده دیگر به سر آمده. به‌خودتان و توانایی‌هایتان اعتماد داشته باشید. وقتی خودتان، خود را دست کم می‌گیرید چطور می‌توانید از دیگران انتظار داشته باشید از شما خوش‌شان بیاید. باید از ارزش جسمانی، ذهنی و به‌ویژه عاطفی خود آگاه باشید. یاد بگیرید به‌خاطر عشق و علاقه‌ای که نزدیکانتان نسبت به شما دارند شاکر و سپاسگزار باشید. تصویر مثبتی از خودتان در ذهن داشته باشید، از خودتان مواظبت کنید، به زیبایی‌تان توجه کنید و لبخند بزنید و چنانچه متوجه شدید فردی از شما خوشش آمده، متعجب نشوید، چراکه حقیقتا ارزش آن ‌را دارید!
4- با دوستان و اقوام معاشرت کنید:
از انزوا و گوشه‌گیری اجتناب کنید. تلویزیون، DVD، اینترنت، حیوانات خانگی و... همگی خوب هستند اما نباید به آنها اکتفا کنید. انزوا افسردگی می‌آورد. برای آنکه در خودتان فرو نروید، دوستی‌هایتان را حفظ کنید، به دوستانتان پیشنهاد دهید با یکدیگر بیرون بروید، برای شام دعوتشان کنید. با ناامیدی منتظر آن نباشید تا زنگ تلفن به صدا در‌آید و فردی شما را دعوت کند، خودتان پیشقدم شوید و با دوستان و اقوام تماس بگیرید. به این ترتیب، یک شبکه اجتماعی مهم که کلید توازن روحی و عاطفی شما است را به‌وجود می‌آورید.
5- از لذت‌های زندگی بهره ببرید:
شما هم حق دارید خوشبخت باشید! برای لذت بردن از زندگی اجباری نیست که 2نفر باشید. می‌توان به تنهایی از زیبایی منظره‌ای، لذت برد و نیازی نیست که برای رفتن به سینما و یا خوردن غذایی خوشمزه 2نفر باشید و به بهانه اینکه تنها هستید خود را از لذت‌های کوچک روزانه محروم کنید. از همه چیز گذشته، جنبه‌های خوب زندگی فقط مختص زوج‌ها نیست!
6- به‌خودتان توجه کنید:
به‌خودتان فکر کنید. اهدافتان چیست؟ چه آرزوهایی دارید؟ آیا مدت‌هاست در آرزوی آن هستید که دور دنیا سفر کنید؟ بجنبید! تنها کافی است یک نفر را راضی کنید و آن‌هم خود شما هستید. این زمان فرصتی است که با آگاهی از خواسته‌های واقعی‌تان خودتان را بهتر بشناسید. فکر کنید و روی خودتان تمرکز کنید. هیچ‌چیز نباید جلوی تصمیمات مهم شما را بگیرد، و مانع شود تا موقعیت شغلی و یا حتی مکان زندگی‌تان را تغییر دهید. به اولویت‌هایتان بپردازید. خلاصه آنکه، قبل از هر چیز دیگری به فکر خوشحال کردن خودتان باشید.
7- دیگر زیر بار غم‌و‌غصه نروید:
بی‌تردید خودتان تصمیم نگرفته‌اید که مجرد و تنها باشید اما فایده‌ای ندارد که بدخلقی را پیش گیرید و زمین‌و‌زمان را مقصر بدانید. مرور مکرر خاطرات دورانی که متاهل بودید و یا حسادت به زوج‌های عاشق دردی را دوا نمی‌کند و سازنده نیست. درست است که گفتن این جملات آسان‌تر از عمل کردن به آن است اما نقش یک قربانی را بازی نکنید. زندگی فرد مجرد مثل هر موقعیت دیگری در زندگی، شامل فراز و نشیب‌ها و لحظات خوب و بد است و تنها هستید ، این بدان معنا نیست که محکوم شده‌اید تا بقیه روزهای زندگی‌تان را در تنهایی سپری کنید. بدانید که هر فردی مسئول خوشبختی خود است، بنابراین دیگر در زندگی خود یک تماشاچی نباشید بلکه همانند یک بازیگر عمل کنید.
8- بر فشارهای اجتماعی غلبه کنید:
«بالاخره کی عروسی می‌کنی؟». تحمل نگاه‌های دلسوزانه، سؤالات نابجا و یا انتقادهای عجیب سر میز غذا زمانی که افراد خانواده و یا فامیل دور هم جمع هستند، دشوار است و از اینکه مجبور هستید مرتب خودتان را تبرئه کنید، خسته شده‌اید اما این امر طبیعی است. نباید احساس گناه کنید! به‌خودتان بگویید شما تنها فردی نیستید که در این وضعیت قراردارید و در آخر، بهتر است که تنها و بشاش باشید تا اینکه ازدواج کرده باشید اما خوشبخت نباشید، اینطور نیست؟






نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

در خصوص عشق، ارتباط، ازدواج و چگونه عاشق ماندن، یك نكته اساسی وجود دارد و آن، این است كه ارتباط عالی و بی‌نقص تصادفی به دست نمی‌آید.

در حقیقت این موضوع نه تنها در مورد ارتباطات شما بلكه در مورد هر چیز دیگر در زندگی صحت دارد. هیچ چیز تصادفی اتفاق نمی‌افتد و هر رویدادی دلیلی دارد. مثلا زوج‌هایی را در نظر بگیرید كه عاشق هم شده و عشقشان پایدار باقی مانده است. عاشق شدن و عاشق ماندن دو مقوله كاملا متفاوت است.

عاشق شدن به مراتب آسان‌تر از عاشق ماندن است، اما در خصوص زوج‌هایی كه به هر دو موضوع رسیده‌اند و علاوه بر عاشق شدن، عشقشان پایدار باقی مانده، این سوال مطرح است كه آنها چه كرده‌اند؟ آنها چگونه بر مشكلات فائق آمده و امری را كه به نظر می‌رسد اكثر زوج‌ها قادر به تحقق آن نیستند، انجام داده‌اند؟
واقعیت این است كه چند روش وجود دارد كه آتش عشق میان همسران را همواره شعله‌ور نگه داشته و ارتباط آنها را با هم همچنان مطلوب نگه می‌دارد. در این میان سه راز وجود دارد كه با به‌كارگیری آنها می‌توانید عشق خود را تا آخر عمر تضمین كنید:


راز اول:استفاده از كلمات جادویی

همسرانی كه همواره عاشق هم هستند، متفاوت از دیگر زوجینی كه همواره در ارتباطاتشان مشكل دارند، با یكدیگر صحبت می‌كنند.

نه تنها این زوجین به طور متفاوتی با هم صحبت می‌كنند، بلكه از كلمات متمایزی نسبت به سایرین در حین صحبت استفاده می‌كنند.

آنها از «كلمات جادویی» استفاده می‌كنند، به طوری كه به جای ایجاد دعوا بینشان، باعث عشق بیشتر در میانشان خواهد شد.

آنها از كلماتی استفاده می‌كنند كه همسرشان را به جای كسل شدن، علاقه‌مند به صحبت می‌كند.

در هر ارتباطی، این كلمات هستند كه می‌توانند خاصیت شفابخشی یا خصلت ضربه‌زنندگی داشته باشند. واقعیت این است كه كلمات می‌توانند باعث عاشق ماندن زوجین یا از بین رفتن ارتباط آنها و حتی رسیدن به مرحله طلاق و جدایی شود.

كلمات معجزه می‌كنند. اگر كلمات نادرست را در جای ناصحیح استفاده كنید، ارتباط شما تبدیل به جهنم می‌شود؛ اما استفاده از كلمات صحیح در مكان مناسب می‌تواند معجزه كند.

این كلمات جادویی قلب شما و همسرتان را می‌گشاید و عشق بیشتری خلق كرده و باعث عمق یافتن رابطه عاشقانه شما با همسرتان خواهد شد.

كلماتی وجود دارند كه شما می‌توانید بارها و بارها از آنها استفاده كنید تا ارتباطتان با همسرتان بهتر شود. 8 كلمه زیر و چگونگی استفاده از آنها می‌تواند زندگی شما را دگرگون كند:

«به خاطر این كه ارتباطمان برای من خیلی مهم است...»

با گفتن این كلمات، همسرتان طالب خواهد بود تا بقیه جمله را بشنود و بداند كه اهمیت ارتباط شما با او موجب چه خواهد شد. این كلمات، اهمیت عشق شما را به همسرتان مشخص می‌كند.

پس از به كار بردن این عبارت شما می‌توانید درخواستی را مطرح كنید یا به نكته‌ای كه اخیرا از خود كشف كرده‌اید، اشاره كنید.

در همین جا مناسب است كه به نكته‌ای اشاره شود. خوب است بدانید كه دلایل زیادی وجود دارد كه باعث ایجاد چالش میان افراد می‌شود كه 5 مورد عمده آنها عبارتند از:

1ـ ترس

2ـ باورها و شرایط اجتماعی كه به درد ما نمی‌خورند

3ـ تمایل به این كه همواره حق با ماست

4ـ گوش نكردن به طرف مقابل

5ـ فرار كردن

ترس، قاتل خاموش روابط عاشقانه شما با همسرتان است. اگر از بسیاری از افراد بپرسید كه آیا در ارتباطاتشان ترس وجود دارد احتمالا پاسخ منفی خواهند داد.

اما اگر بیشتر به ارتباط آنها توجه كنید خواهید دید كه آنها احساسات واقعی خود را مخفی می‌كنند، چراكه از عكس‌العمل همسرشان نامطمئن هستند. این درواقع همان ترس است.

شرایط اجتماعی و باورهای غلط ما هم در برخی موارد باعث مشكلات ارتباطی و حتی اثرات جبران‌ناپذیری می‌شود. مثلا خانمی را می‌شناسم كه تنها به خاطر این كه به احساسات همسرش لطمه نزند با او ازدواج كرده است. این مساله می‌تواند خطرناك باشد. او تنها به این دلیل كه به احساسات همسرش صدمه وارد نكند به زندگی ناخوشایند خود ادامه می‌دهد، چراكه از كودكی به او این‌طور آموزش داده شده است.

یكی دیگر از دلایل رایج چالش‌ها در ارتباطات زناشویی، این است كه افراد تصور می‌كنند حق با آنهاست. با این تفكر، درواقع دیوارهای محكمی در اطراف خود می‌سازند كه از ارتباطات سالم جلوگیری می‌كند.

بهتر است هرگاه احساس كردید كه حق با شماست به این سوال فكر كنید: می‌خواهید حق با شما باشد یا زندگی عاشقانه‌ای با همسرتان داشته باشید؟

چهارمین چالش، گوش نكردن به حرف طرف مقابل است. برخی هم گوش می‌دهند اما سعی نمی‌كنند تا حرف دیگری را بفهمند چون از نقطه نظر خود به گفته‌های طرف مقابل گوش می‌دهند. حقیقت این است كه اگر شما به حرف همسرتان به قصد فهم و درك آن توجه نكنید، بین‌تان فاصله می‌افتد.
مورد آخر، نوع واكنشی است كه شما در هنگام كشمكش با همسرتان نشان می‌دهید. وقتی ناسازگاری بالا می‌گیرد بیشتر ما سعی می‌كنیم هر كاری برای اجتناب از ادامه روند بحث و نزاع در پیش بگیریم. وقتی به جای ماندن و حل بحث، سعی می‌كنیم از موضوع فرار كنیم مشكلات عمده‌ای ایجاد می‌شود.

راز دوم:با همسرتان در یك تیم بازی كنید

همسرانی كه عاشق هم شده و عاشق هم باقی می‌مانند، دیگر به رقابت با هم نمی‌پردازند. اغلب زوج‌ها درباره مسائل كوچك و بزرگ حتی به روش‌های بچگانه با یكدیگر به رقابت برمی‌خیزند و وقتی متوجه در خطر قرار گرفتن ارتباطشان می‌شوند كه دیگر خیلی دیر شده است.

اما چرا؟ دلیل این موضوع خیلی ساده است: هیچ جایی برای رقابت در ارتباط بین زوجین وجود ندارد. اگر شك دارید، امتحان كنید. بار دیگری كه شما و همسرتان به روشی دوستانه با یكدیگر به رقابتی هرچند كوچك پرداختید، پس از پایان موضوع، این سوال ساده را از خود بپرسید: آیا من احساس نزدیكی و ارتباط بیشتر با همسرم می‌كنم یا احساس می‌كنم از او فاصله گرفته و ارتباطم با او كم شده است؟ به احتمال قوی اگر بین شما هرگونه رقابت و مسابقه‌ای وجود داشته باشد، ارتباط شما با یكدیگر كمتر خواهد شد و ناخودآگاه از همسرتان فاصله خواهید گرفت.
نكته كلیدی اینجاست: برای عاشق ماندن همواره با همسرتان در یك تیم بازی كنید نه در تیم‌های مقابل هم.

راز سوم:همدیگر را تحسین كنید

همسرانی كه عاشق هم باقی می‌مانند همواره به خود و همسرشان یادآوری می‌كنند كه چه چیزهایی را درباره یكدیگر دوست داشته و ستایش می‌كنند.

می‌توانید هر از گاهی از همسرتان سوال كنید كه «تو چه چیزی را در مورد من دوست داری و تحسین می‌كنی؟» شاید بسیاری از مردم تصور كنند كه برای زوج‌هایی كه سالیان سال با هم زندگی كرده‌اند صحبت درخصوص آنچه كه درباره همسرشان دوست دارند، كاری احمقانه است.

اما مطمئن باشید كه این روش جواب خود را پس داده است.

می‌توانید این روش را در ارتباط خود با همسرتان به كار ببندید و به تغییرات شگرفی كه در ارتباطتان رخ خواهد داد توجه كنید.

خیلی راحت به همسرتان بگویید: چیزی كه واقعا باعث می‌شود كه من تو را تحسین كنم این است كه ... و ادامه جمله را با آنچه كه در مورد او دوست دارید كامل كنید. این جمله می‌تواند در ارتباطات شما معجزه كند.

با تحسین متقابل زن و شوهر از یكدیگر، ارتباط آنها باهم رنگ و بویی عاشقانه می‌یابد و عشق آنها تعمیق می‌شود. البته تنها با تحسین یكدیگر نمی‌‌توان تمام مشكلات موجود در ارتباط بین زن و شوهرها را حل كرد، بلكه می‌توان گفت تجربه نشان داده وقتی شما مرتبا به همسرتان می‌گویید كه چقدر برای او احترام قائل بوده و او را دوست دارید، ارتباطتان بهتر خواهد شد.
حال با به‌كارگیری این 3 راز ساده سعی كنید زندگی خود با همسرتان را به یك داستان عاشقانه و ماندگار بدل كنید. مطمئن باشید كه موفق خواهید شد.


 





نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



( کل صفحات : 15 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو