♫♪ ♫♫♪ بازارصفا ღ ღ

"هربار که شوهرم می گوید تو خیلی قوی هستی، مطمئنم از عهده اش بر می آیی. احساس می کنم که می خواهد نیاز هایم را نادیده بگیرد. ممکن است قوی باشم، اما هنوز دوست دارم که مردی از من حمایت کند."

اشتغال زن

زن هایی که خیلی قوی، مستقل و موفق هستند نیازی به مردها ندارند و بهتر است که تنها زندگی کنند؟؟؟

این سخنان چقدر برای شما آشناست؟

آن زن خیلی قوی است و از پس هر چیزی بر می آید؛

زن های قوی نیازی به توجه و مراقبت ندارند؛

زن های مستقل نیازی به شوهر ندارند.

معمولاً مردها به اشتباه چنین فکری می کنند که دو نوع زن در دنیا وجود دارد؛ نوع اول که آسیب پذیر، ظریف و لطیف و وابسته هستند و باید از آن ها مراقبت و مواظبت شود و نوع دوم که قوی، توانمند و قابل هستند، بنابراین نیازبه مراقبت و مواظبت ندارند. لذا هرگاه مردی نامزد و یا همسری دارد که به عنوان مثال شغلی آبرومند و با نفوذ دارد یا پویا و منظم و مستقل است، بیشتر توانایی ها و اعتماد به نفس اورا به اشتباه به حساب این می گذارد که نیاز ندارد کسی از او مواظبت و مراقبت کند و این که نیازی نیست نگران او باشند.

وقتی به خانه می رسم، می خواهم با شوهرم باشم، دوست ندارم آن زن جدی و خشنی باشم که از ساعت نه تا پنج بعداز ظهر بودم. دوست دارم این وقت ها مواضعم را ترک کنم. کسی باشد که مرا دوست بدارد و به من آسایش خاطر و آرامش خیال بدهد."

شکایت زن ها:

" نامزدم نمی فهمد که به رغم این که زن قوی و مستقلی هستم همچنان به آسایش خاطر و مهربانی نیاز دارم. چون بسیاری از اوقات قوی و شجاع ظاهر می شوم او فکر می کند از عهده ی هر چیز بر می آیم . اما در واقع این طور نیست و گاهی اوقات نیاز به کمی همدردی، همدلی و مراقبت دارم."

"هربار که شوهرم می گوید تو خیلی قوی هستی، مطمئنم از عهده اش بر می آیی. احساس می کنم که می خواهد نیاز هایم را نادیده بگیرد. ممکن است قوی باشم، اما هنوز دوست دارم که مردی از من حمایت کند."
زن

"تنها به این دلیل که قوی و توانا هستم به این معنا نیست که دوست ندارم گاهی اوقات نیز کسی از من محافظت و مراقبت کند. هنگامی که همسرم تلاش می کند از من مواظبت کند، احساس محبوب بودن و زنانگی می کنم."

" گرچه به لحاظ مادی و اقتصادی مستقل هستم و شغلم را جدی می گیرم، اما این به آن معنا نیست که ظریف و مهربان نیستم و هیچ گونه نیازی هم به کسی یا چیزی ندارم. زیرا بسیار ظریف هستم و نیازهای زیادی هم دارم. وقتی به خانه می رسم، می خواهم با شوهرم باشم، دوست ندارم آن زن جدی و خشنی باشم که از ساعت نه تا پنج بعداز ظهر بودم. دوست دارم این وقت ها مواضعم را ترک کنم. همه چیز را رها کنم و کسی باشد که مرا دوست بدارد و به من آسایش خاطر و آرامش خیال بدهد."

باور غلط: زن های قوی و مستقل نیاز به توجه و مراقبت ندارند.

واقعیت: تنها به این دلیل که زن ها قوی و مستقل هستند، لزوماً به این معنا نیست که نیاز به حمایت و مراقبت ندارند.

اشتباهی که مردان مرتکب می شوند این است که قدرت و توانایی را با خودکفایی اشتباه می گیرند. صرف اینکه زنی قوی و با اعتماد به نفس است به این معنا نیست که هیچ گونه نیازی ندارد و اصلاً نیز به این معنا نیست که به شخص توانمند و نیرومند دیگری نیاز ندارد. به این معنا نیز نیست که زن های قوی و مستقل هرگز خسته، ترسیده و وحشت زده و بی رمق نمی شوند.

در واقع بخشی از مشکل نیز همین است که چون زن ها در انجام مجموعه ای از وظایف و کارهای مختلف بسیار توانمند و قوی نیز ظاهرمی شوند، مردها این قابلیت و توانایی را در آن ها می بینند و تحسین می کنند و سپس چنین نتیجه گیری می کنند که زن ها به کمک آن ها نیازی ندارند. اما در واقع چنین نیست.

آنچه زن ها دوست دارند مردها بدانند:
عشق

صرف اینکه زن ها در یک یا چند مورد احساس توانایی و لیاقت می کنند و به کمکی احتیاج ندارند به این معنا نیست که هیچ گاه به کمک همسرشان احتیاج پیدا نمی کنند.

مردان عزیز: گاهی اوقات همسران شما دوست دارند که شما به آن ها کمک کنید، حتی اگر خودشان نیز به تنهایی قادر به انجام آن باشند. در این گونه مواقع، دوست دارند قدرت، توان، حمایت و مراقبت شما را حس کنند، دوست دارند گاهی اوقات از آنها بپرسید: " چه کاری از دست من ساخته است؟" این موجب می شود احساس امنیت و ارزشمند بودن کنند. گاهی اوقات نیز دوست دارند شما خودتان تشخیص دهید که به کمک تان احتیاج دارند، حتی پیش از آن که از شما کمک خواسته باشند. گاهی اوقات دوست دارند منتظر تقاضای کمک از جانب آنها نشوید.

مردان عزیز: زن ها گاهی اوقات به کمکتان احتیاج دارند و گاهی اوقات نیز ندارند. چنانچه نمی دانید، از همسرتان بپرسید. هرگز فرض رابر این نگذارید که چون هفته پیش از پس همه ی کارها به تنهایی برآمد و به کمک شما احتیاج نداشت، این هفته نیز به کمک تان احتیاج نخواهد داشت.

واقعیت مربوط به این باور غلط

هرگز اجازه ندهید زن های قوی و مستقل شما را گمراه کنند. به یاد داشته باشید که زن ها هرقدر هم که قوی یا مستقل باشند. همچنان نیاز دارند احساس کنند که به طرق مختلف از آنها مراقبت می شود. هنگامی که به همسرانتان توجه می کنید و آماده اید از آن ها حمایت کنید، به آن ها اطمینان می دهید که تکیه گاه آن ها هستید. این راز را همواره به یاد داشته باشید:

زن هایی بیشتر به توجه، حمایت و مراقبت نیاز دارند که از دیگران بیشتر حمایت و مراقبت میکنند.







نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


1) همسرتان را به عنوان یک مرد بپذیرید و برای شناخت دنیای مردانه او دانش و آگاهی خود را افزایش دهید.

۲) همسر خود را به چشم یک شی مسوول ننگرید. بلکه به شخصیت وجودی او احترام بگذارید.

۳) جنبه یا بخش هایی از شخصیت شوهرتان را که باعث تمایز او از سایرین می شود مورد توجه و تحسین قرار دهید.

۴) برای این که همسرتان با شما روراست باشد سعی کنید او را درک کرده و برای افکار و احساساتش ارزش قایل شوید اگر حرف ها و گفته های او مطابق میل شما نیست از خود واکنش تند نشان ندهید زیرا به این وسیله بذر بی اعتمادی در زندگی خود می کارید.

۵) وقتی همسرتان با شما درد دل می کند و راز دلش را با شما در میان می گذارد، احساساتش را بپذیرید و به او نگویید که اسرار درونش ناخوشایند و بی رحمانه است.

۶) به طور مداوم از شوهرتان انتقاد نکنید زیرا انتقاد پیاپی باعث می شود که شوهرتان از شما فاصله بگیرد.

۷) او را به درک نکردن، عدم صمیمیت و بی احساس بودن متهم نکنید. زیرا او درک کردن، صمیمیت و با احساس بودن را به شیوه مردانه نشان می دهد.

۸) نیازهای واقعی شوهرتان را دریابید. این امر اتفاق نمی افتد مگر اینکه همسرتان این نیازها را باز گوید و به همین جهت در مواقع مناسب با لحن ملایم در مورد نیازهایش از وی سوال کرده و دیدگاه های واقعی وی را نسبت به خود و زندگیتان دریابید و در نهایت جوابی را که شوهرتان می دهد بدون انتقاد و جبهه گیری بپذیرید.

۹) زمانی که همسرتان با شما صحبت می کند به دقت به حرف های او گوش فرا دهید زیرا عدم توجه شما به گفته های اوعدم علاقه شما را نشان می دهد.

۱۰) هیچ وقت از کارهایی که همسرتان برای جلب محبت شما انجام می دهد انتقاد نکنید برای مثال وقتی او به شما محبت می کند، آن را بیش از اندازه لوس ندانید او به شیوه خود ابراز محبت می کند.

۱۱) او را به شیوه خودتان دوست نداشته باشید بلکه به وجود او نیز اهمیت بدهید. به عنوان مثال اگر در سالگرد ازدواج تان، هدیه ای به او می دهید سعی کنید از قبل در مورد هدیه مورد علاقه اش اطلاعاتی به دست آورید.

۱۲) از همسر خود انتظار نداشته باشید که با تمامی طرح ها و ایده ها و افکار شما موافق باشد و آنها را تحسین کند. واقع بین باشید و به او اجازه دهید که نظرش را هر چند که برخلاف میل شما باشد، بیان نماید.

۱۳) اصرار زیادی برای جلب محبت همسرتان نداشته باشید و این نکته رازمانی که وی عصبانی است بیشتر مراعات کنید. در بسیاری اوقات حالت روحی اوبرای ابراز محبت به شما مناسب نیست و اصرار زیاد شما منجر به مخالفت شدید او می شود.

۱۴) برای همسر خود نقش یک زن حساس و شکننده را بازی نکنید. زیرا این حالت شما باعث می شود که همسرتان فکر کند شما ضعیف و بی طاقتید و اگر چیزی بگوید باعث رنجش تان می شود. بنابراین سعی می کند که ارتباط کلامی کمتری داشته باشد و همین امر باعث ناراحتی شما می گردد.

۱۵) سعی کنید که در ارتباط با همسرتان همواره هویت خود را با عنوان یک زن و همسر حفظ کنید. زنی که توجه به روابطش به قیمت از دست دادن هویتش تمام شود به خود و روابطش صدمه می زند. زیرا این مساله باعث می شود که وی خود را بخشنده تر و دوست داشتنی تر از شوهرش ببیند و فکر کند که همسرش بی نهایت خودخواه و ناسپاس است. مردها با زنی به عنوان همسر در ارتباط دایمی باقی خواهند ماند که هویت مستقل و قوی خود را حفظ کند.

۱۶) اگر احساس می کنید که در روابط خود با همسرتان از عزت نفس پایینی برخوردارید و میل دارید که او را وادارید تا در این زمینه به شما کمک کند که از احساس خوبی برخوردار شوید اشتباه می کنید. این مساله مشکل شماست شخصا روی آن کار کنید و در صورت لزوم از یک روان شناس کمک بخواهید.

۱۷) زمانی که همسرتان از فشار عصبی رنج می برد سعی نکنید از لحاظ احساسی به او نزدیک شوید. زیرا اگر برای صمیمیت و نزدیک شدن به او فشار آورید فقط او را عصبانی تر کرده و از خود دور می کنید. زمانی که استرس او کم شود به حالت عادی خودش بر می گردد.

۱۸) در زندگی زناشویی خویش سعی کنید خود را مسوول خوشبختی خود بدانید. زنی که مسوولیت خوشبختی زندگی مشترک را فقط بر عهده شوهرش می گذارد یک همسر آزرده و افسرده به بار می آورد.

۱۹) او را به دوست نداشتن وگریزان بودن از همسر و زندگی متهم نکنید. زیرا وی اعتقاد دارد که شریک زندگی اش را دوست دارد و از او گریزان نیست ولی به نظرش او را متهم به چیزی می کنید که در موردش صدق نمی کند و این مساله موجب کدورت در روابط می شود.

۲۰) وقتی شما در می یابید که در ایجاد مشکلات زندگی خود سهم داشته اید و آن را به همسرتان بگویید عشق و محبت بار دیگر در زندگیتان شکوفا می شود. زیرا بعد از آن همسرتان نیز سهم خود را می پذیرد و با کمک شما درصدد رفع مشکل بر می آید.





نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

1389/10/22 :: نویسنده : بازار صفا

عشق حقیقی بی دلیل است و از قلب سرچشمه می گیرد. هرگز به دنبال تأیید عشق بامعیارهای ذهنی نباش. ذهن فقط به درد زندگی در دنیا می خورد. اگر بخواهی می توانی به توانایی ها و امكانات فردی كه دوستش داری فكر كنی اما در این صورت تو برای زندگی آینده به دنبال شرایط بوده ای. عشق فراتر از اینهاست. فراتر از معیارهای ذهنی است. عشق از جاذبه های بدنی هم فراتر است نزدیكی عشق فاصله های زمانی و مكانی را درهم می شكند چون مرز عشق از زمان و مكان فراتر است.
    تو از طریق قلبت با قلب دیگری ارتباط می گیری... این رابطه كلامی نیست به حرف در نمی آید و با هیچ معیار ذهنی قیاس نمی شود. از قلب عشق و اعتماد زاده می شود. ذهن همیشه تردید دارد در حالی كه عشق كاملاً اعتماد می كند. عشق از بدن چهارم می آید بنابراین با معیارهای بدن های پایین تر قابل سنجش نیست و فقط به وسیلة‌ آنها به نحوی محدود حس می شود.
    شما وقتی كسی را دوست دارید تنها از حضورش شاد می شوید و دیگر نیازی به هیچ چیز دیگری ندارید.
    حالا به عنوان یك شاهد به فردی كه از عشق خود نسبت به او شك دارید فكر كنید. تصور كنید كه مقابل هم قرار گرفته اید و شما به عنوان شاهد هم خود را می بینی و هم او را. چه احساسی دارید؟ آیا ضربان قلبت تان تندتر شده؟ آیا حس می كنید امواج شادی بخش از سوی قلب او به سمت شما می آید؟ آیا حضور او برایتان نشاط آور است؟‌چشمان خود را ببندید و این امواج را با تمام وجود بررسی كنید. تنها عضوی كه می تواند بگوید شما عاشقید یا نه قلبتان است.

یك صخره را در نظر بگیرید شما با چكش و تیشه و قلم به جانش می افتید و او ذره ای تغییر نمی پذیرد و هم چنان سخت و مستحكم پابرجاست. اما همین صخره با دانه علفی كه از درون خودش سعی دارد راهی به بیرون بیابد می شكند. عشق مثل این علف باید از درون صخره از دل انسان راهی به بیرون بیابد والا شما با سعی و كوشش نمی توانید در دل هیچ كس نفوذ كنید مگر خودش اجازة عبور را به شما بدهد.
برخی عرفا می گویند ما هفت بدن داریم. بدن فیزیكی یعنی همین كه قابل مشاهده است اولین بدن ماست. اما بدن دوم به بعد را با چشم ظاهر نمی توانی ببینی بلكه یك حس شهودی لازم است تا آن را باور كنی. در بدن دوم احساسات و عواطف ما شكل می گیرند. اگر تو عاشقی و اگر متنفری از امكان بالقوه بدن دوم استفاده كرده ای. این حالات شرایطی هستند كه از استعداد طبیعی بدن دوم ناشی می شوند. سرچشمة انرژی عشق و تنفر یكی است و این دو با هم هستند. این كه چرا از یك فرد به خصوص خوشتان می آید و از فرد دیگری متنفر می شوید تفاوت آنها در طبیعت ارتعاشات آنهاست. در مرحله از رشد معنوی تو سعی می كنی از جهت های متضاد فراترروید و این را از دیدگاه دیگری هم می توان بررسی كرد.
    برخی ذهن را به دو بخش خودآگاه و ناخودآگاه تقسیم كرده اند و بودا آن را به 360 بخش تقسیم كرده. احساسی كه نسبت به دیگران داریم به هر دو بخش مربوط می شود یعنی گاهی با دیدن رفتارها و یا شنیدن حرف های یك نفر از او بدمان می آید و گاهی بدون داشتن دلیل واضح و مشخصی از كسی بدمان می آید و این حس از ناخودآگاه ما می آید. بخشی ا زذهن كه حد و مرزی ندارد و در مقایسه با بخش آگاه مثل جنگل در برابر باغچه است.
    بخش ناخودآگاه جایی است كه اگر بتوانی به آن دست یابی به كمال خواهی رسید. وقتی از كسی بدت می آید از او فرار نكن تو می توانی به او فكر كنی و به دلایلی كه باعث تنفرت شده بیاندیشی. این حس را سركوب نكن فقط به آن فكر كن حتی تظاهر نكن كه متنفر نیستی با آن مواجه شو و دركش كن.
    
    
    اگر حس تنفر نداشتیم
    اگر حس تنفر نبود شما هر غذایی را می خوردید حتی غذاهای فاسد شده و گندیده. شما حسی نداشتید كه شما را باخبر كند.
    اگر حس تنفر نبود شما هر آبی را می نوشیدید چه آن آب تصفیه بود چه آب یك لجن زار. اگر حس تنفر نبود برایتان فرقی نمی كرد كه كیسة‌ زباله را هر شب بیرون بگذارید،‌ چون حس بدی به شما دست نمی داد. اگر حس تنفر نبود برایتان فرقی نمی كرد حمام بروید یا نه. شما از كثیفی بدتان می آید و برای همین به حمام می روید. شما هرگز لباسهایتان را عوض نمی كردید. سرتان را شانه نمی زدید، اتو نمی كردید چون حسی نداشتید كه به شما بگوید مرز زیبایی و زشتی، عشق و تنفر كجاست؟
    وجود این جفت متضاد باعث می شود كه هر دو را درك كنیم.






نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

مهندس سیامك احمدی در نطق پیش از دستورش در جلسه علنی شورای شهر بوشهر، گفت: به تازگی آماری منتشر شده كه براساس آن هر 5 ساعت یك طلاق در بوشهر ثبت می شود كه در صورت صحت آن كه ظاهرا از سوی مراجع رسمی اعلام شده، باید گفت شاهد وضعیت تكان دهنده ای هستیم.


احمدی با بیان اینكه ناهنجاری های ناشی از طلاق در آینده گریبانگیر جامعه می شود، تصریح كرد: این اتفاق تلخ نیز باید همانند پارس جنوبی و رویدادهای حاشیه آن مورد توجه مسئولین استان باشد و انتظار می رود شورای شهر نیز به این موضوع حساس وارد شده و در حد بضاعت و توان خود به كاهش این روند اهتمام ورزد.

جوان ترین عضو شورای شهر بوشهر پیشنهاد كرد: كمیسیون فرهنگی اجتماعی شورا با دعوت از مدیركل ثبت احوال استان، مدیركل امور اجتماعی استانداری، بهزیستی وصاحب نظران این حوزه به بررسی آسیب شناسانه پدیده طلاق در بوشهر پرداخته و در حد توان و بضاعت و توان خود، نسبت به آگاه سازی جامعه و كاهش آمارهای كنونی گام بردارد.

گفتنی است اخیرا خبرگزاری مهر به نقل از مدیركل ثبت احوال بوشهر خبر داد: طلاق در استان با افزایش 20 درصدی مواجه بوده و از 966 مورد به یک هزار و 210 مورد رسیده یعنی هر پنج ساعت یک واقعه طلاق ثبت شده است.






نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

گل علاوه بر سمبل زیبایی، یکی از هدایایی است که نشان دهنده ی احساسات و عواطف انسان در شرایط مختلف است. هدیه دادن گل برای هدیه گیرنده احساس خوشایندی را به وجود می آورد که معمولا" نشانه ی علاقه و صمیمیت هدیه دهنده محسوب می گردد و باعث زینت و شادابی محفل نیز می شود.

بهترین استفاده ای که می توان از این هدیه ی شادی بخش نمود آن است که گل های مختلف را در معانی متفاوت به عزیزان مان و آن هایی که دوست شان داریم هدیه بدهیم. این کار موجب می شود تا موجی از شادمانی و احساس صمیمیت و رضایت در وجود آن ها به حرکت درآید و غم و اندوه و مشکلات را مورد هجوم قرار دهد، علاقه افزایش می یابد و محبت ها پایدارتر می شود.

گل لطیف است و احساس لطافت را در روح انسان ها دوچندان می کند و رایحه ی خوش آن تمام وجود فرد را دگرگون می سازد. اهدای گل نیاز به مناسبت ندارد و بد نیست بعضی وقت ها شاخه ای گل به همسر، مادر، پدر، خواهر، برادر، فرزند و همکار و آن هایی که دوست شان داریم هدیه بدهیم.

با اهدای گل عواطف و احساسات خود را بیان کنیم و دیگران را شگفت زده نماییم. دست کم با این کار طراوت، شادابی، خنده و صمیمیت جای سلام و احوال پرسی روزمره و تکراری مارا خواهد گرفت و در وجود طرف مقابل غوغایی شگفت انگیز به پا خواهد شد.

● کاربرد گل در کشورهای مختلف

در اغلب کشورهای اروپایی مرسوم است کسانی که به میهمانی شام دعوت می شوند برای تشکر از خانم میزبان چند شاخه گل به او هدیه دهند. در ژاپن هر گل معنای مختلفی دارد و در موارد مختلف مردم آن کشور از گل استفاده های فراوان می کنند.

بهترین استفاده ای که می توان از این هدیه ی شادی بخش نمود آن است که گل های مختلف را در معانی متفاوت به عزیزان مان و آن هایی که دوست شان داریم هدیه بدهیم. این کار موجب می شود تا موجی از شادمانی و احساس صمیمیت و رضایت در وجود آن ها به حرکت درآید.

آن ها به پرورش گل علاقه ی زیادی دارند و در گل آرایی از استادان توانمند و برجسته ای برخوردارند. ژاپنی ها هر سال جشن گل برگزار می کنند و اغلب عشاق آن کشور با توجه به این که هر گل معنا و مفهوم خاصی دارد احساس خود را با آن بیان می کنند و بانوان آن سرزمین هم برای نشان دادن درخواست و نظرات خود از گل هایی که به همان معنا هستند بهره می برند.

در این کشور گل داودی نشانه ی طول عمر است و در مراسم بازنشستگی افراد یک دسته گل داودی به آن ها هدیه می دهند و به این ترتیب برای او زندگی طولانی آرزو می کنند. اهدای شکوفه ی گیلاس یادآور آن است که زندگی زودگذر است و نباید آن را سخت گرفت و موجب آزار و اذیت دیگران شد.

البته یونانی ها اولین ملتی بودند که برای گل های مختلف معانی مشخصی تعریف کردند و در زندگی خصوصی و اجتماعی از آن استفاده نمودند. بعد از آن رومی ها از این روش استقبال کردند و سایر مردم جهان کم و بیش آن را پذیرفتند.

در کشور ما هم گل ها کاربدهای مختلفی دارند و هر گل به عنوان نوعی نماد و نشان مشخص مورد استفاده قرار می گیرد. ایرانی ها معمولا" از گل برای ابراز علاقه به جنس مخالف، جشن و میهمانی ها، تبریک به عروس و داماد، عیادت مریض، کسی که خانه ی جدید خریده است یا فرزندی به دنیا آورده استفاده می کنند.

گل لاله در کشور ما طرفداران زیادی دارد و در رنگ های مختلف پرورش می یابد. جشنواره ی گل لاله پایان بهار هر سال باحضور اغلب طرفداران داخلی و خارجی برگزار می شود و عرضه ی آن در سطح کشور گسترش می یابد که با استقبال بی نظیر ایرانیان مواجه می شود.

● معنای گل ها

معنای گل ها در ادوار مختلف متفاوت بوده است. مثلا" گل رز که مورد علاقه ی اغلب افراد بوده است در دوره ی رنسانس سمبل شهادت و عشق آسمانی و بعد از آن نشانه ی آرامش، نعمت و صلح بوده است. این گل در مصر باستان نشانه ی تقوی و پاک دامنی و در عهد یونانی ها نشانی مقدس بوده و رومی ها آن را به عنوان سمبل فتح و پیروزی می شناخته اند.

اما گل رز امروزه همه جا معنای عشق و زیبایی دارد. در اغلب کشورها گل ها از معانی یکسانی برخوردار شده اند که دانستن آن ها استفاده ی به موقع از معانی آن می تواند در بهبود ارتباط نقش مؤثری داشته باشد.

▪ گل بنفشه: به معنی نجابت و کم رویی، اندیشه ی ناگفته ، پاک دامنی ، فروتنی

▪ گل شقایق: اختلاف

▪ گل سرخ: عشق و زیبایی

▪ رز سیاه: مرگ و تسلیت

▪ رز سفید: عشق مبارک و فرخنده

▪ رز کاملا" شکفته: تعهد و دوست داشتن

▪ دسته گل رز: قدردانی

▪ ترکیبی از گل رز سفید و سرخ: سازش، اتحاد

▪ سوسن: ملاحت و زیبایی

▪ سوسن سفید: دوشیزگی و پاک دامنی

یونانی ها اولین ملتی بودند که برای گل های مختلف معانی مشخصی تعریف کردند و در زندگی خصوصی و اجتماعی از آن استفاده نمودند. بعد از آن رومی ها از این روش استقبال کردند و سایر مردم جهان کم و بیش آن را پذیرفتند.

▪ خشخاش: تنبلی و سستی

▪ شکوفه ی پرتقال: علاقه به ازدواج

▪ سنبل: اندوه و تأسف

▪ شب بو: عشق در حال سیه روزی و بدبختی

▪ زنبق سفید: عفت و پاک دامنی

▪ کاملیای سفید: قابل ستایش و پرستیدنی

▪ کاملیای صورتی: در آرزوی رسیدن به یکدیگر

▪ کاملیای قرمز: عشق آتشین

▪ نیلوفر آبی: حقیقت

▪ آنتوریوم: عشق ، علاقه و محبت

▪ داوودی: تو دوست فوق العاده ی من هستی

▪ آفتابگردان: ستایش ، غرور و پرستش

▪ نرگس: غرور و خودبینی

▪ نرگس زرد: احترام

▪ اقاقیا: عشق پاک

▪ کاکتوس: پایداری و استقامت

▪ لاله: عاشق واقعی

▪ مریم: لذت بردن

▪ میخک: جواب مثبت به درخواست عشق

▪ قاصدک: وفاداری ، خوشبختی و صداقت

▪ نسترن: احساس همدلی و تقاضای دوست داشتن

▪ پامچال: بدون تو ادامه ی زندگی را نمی خواهم

▪ یاسمن: شادی و دل پذیری

▪ رزماری: یادآوری خاطرات گذشته

البته تعداد شاخه های دسته گل اهدایی هم معنای مختلفی دارد:

▪ یک شاخه گل: توجه

▪ سه شاخه گل: احترام

▪ پنج شاخه گل: علاقه و محبت

▪ هفت شاخه گل: عشق

۱۰ شاخه گل لاله نشانه ی یک عشق بی نظیر و ماندگار می باشد.

علاقه و توجه به گل تا اندازه ای اهمیت دارد که برخی ملت ها از گل به عنوان علامت کشور خود استفاده کرده اند.

▪ بلژیک: گل آزالیا

▪ انگلستان: رز

▪ رومانی: رز

▪ هلند: لاله

▪ کانادا: برگ افرا

▪ یونان: بنفشه

▪ چین: نرگس

▪ مصر: نیلوفرآبی

▪ ایران: گل سرخ

▪ مکزیک: کاکتوس

▪ لیتوانی: رو

▪ ژاپن: داودی

▪ هندوستان: نیلوفر

▪ اسپانیا: درخت انار

▪ لهستان: گل گندم

▪ پاراگوئه: شکوفه ی پرتقال





نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


وقتی زن‌ها اشک می‌ریزند، بوی اشک مردان را تحت تاثیر قرار می‌دهد. اگر حتی اشک را نبینند و صدای گریه را نشنوند، خشمشان کم‌تر می‌شود. به علاوه اشک، نه گفتن به زبان شیمیایی به میل جنسی مردان است.

انسان‌ها در موقعیت‌های متفاوتی اشک می‌ریزند. البته اشک مخصوص انسان نیست و در موجودات دیگر هم دیده می‌شود. اما آیا اشک ریختن فقط تاثیر فردی دارد و مثلا شما را آرام‌تر می‌کند، یا این که روی دیگران هم می‌تواند اثری داشته باشد؟ ‌شاید سوال جالب‌تر این باشد که اشک چه‌طور روی دیگران تاثیر می‌گذارد؟

اولین حدس دانشمندان این بود که اشک ریختن روی احساس شادی یا غم دیگران تاثیر دارد؛ اما با کمال تعجب مشخص شد که اشک افراد تاثیری روی شادی و یا ناراحتی دیگران ندارد و تغییری نه در جهت مثبت و نه منفی در خلق دیگران ایجاد نمی‌کند. بلکه مهم‌ترین تاثیر اشک، کاهش میل جنسی در مردان است!

به گزارش نیوساینتیست،‌ محققین دانشگاهی در خاورمیانه اشک‌های دو زن را که در حال تماشای یک فیلم غمگین بودند جمع‌آوری کرده و دستمال کتانی را به آن آغشته کردند. همچنین محلول نمکی درست کردند و پس از قطره قطره ریختن آن روی صورت همان زن‌ها، دستمال دیگری را با این محلول نمکی آغشته کردند. بررسی این محققان روی تاثیر بوی اشک متمرکز شده بود!

از 24 داوطلب مردی که در این مطالعه شرکت کردند، هیچ‌کدام با بوییدن اشک و محلول نمکی، نتوانستند تفاوت آن‌ها را تشخیص بدهند. سپس از آن‌ها خواسته شد که  در سه حالت به یک سری عکس از چهره زنان نگاه کنند و به جذابیت آن‌ها امتیاز بدهند. در حالت اول با دستمال آغشته به محلول نمکی زیر بینی، در حالت دوم با دستمال آغشته به اشک زیر بینی و در حالت سوم بدون هیچ دستمالی.

محققین به این نتیجه رسیدند که فقط بوی اشک واقعی، ‌امتیازی را که مردان به جذابیت می‌دهند، کاهش می‌دهد. به علاوه بوی اشک هیچ تاثیری بر ارزیابی آن‌ها از شدت غم تصویر زنان نداشت.

سپس برای این که مشخص شود آیا غم تاثیری بر کاهش میل جنسی مردان دارد یا نه، ‌عکس‌ها را با یک فیلم غمگین عوض کردند. پژوهشگران این‌بار برای ارزیابی میل جنسی،‌ میزان تستوسترون موجود در بزاق مردان را اندازه گرفتند و متوجه شدند که فقط در مردانی که هنگام تماشای فیلم، دستمال آغشته به اشک واقعی را بو می‌کردند، هم در طول پخش فیلم و هم بعد از آن،‌ مقدار تستوسترون کاهش یافته است. این شاخص دیگری است که کاهش میل جنسی را تایید می‌کند.

محققین برای اطمینان بیشتر، آزمایش دیگری انجام دادند. این‌بار در حالی که محققین با تصویربرداری ام.آر.آی عملکردی، الگوی فعالیت مغزی داوطلبنا را مشاهده می‌کردند، به آنها فیلم‌هایی نشان دادند که در شرایط عادی به افزایش تستوسترون منجر می‌شود. آزمایش چندین بار تکرار شد: با فیلم‌های شاد، غمگین و خنثی، در حال بوییدن اشک واقعی، محلول نمک و بدون بو. مقایسه الگوهای مغزی هم نشان داد اشک عامل خاموشی میل جنسی در مردان است.

ابن نتایج بدان معنی است که اشک نوعی پیام شیمیایی می‌فرستد که روی مردان تاثیر می‌گذارد و این مستقل از دیدن یا شنیدن اشک ریختن زنان است! اما این تاثیر اشک به چه دردی می‌خورد؟

محققان بر این باورند که هدف اشک، نه کاهش میل جنسی مردان که کاهش سطح تستوسترون است که عامل اصلی رفتار پرخاشگرانه و خشونت در مردان است. بنابراین اشک با بوی خود به طرزی نامرئی قدری از خشم مردان می‌کاهد.

از سوی دیگر،‌ اشک نوعی پاسخ «نه» از طرف زن به مرد است، آن هم به زبان شیمیایی!‌ برای مثال مطالعات تایید می‌کنند که زنان در طول عادت ماهانه که برای بارداری اصلا مناسب نیست، بیشتر اشک می‌ریزند و این می‌تواند ارزش زیستی نقش اشک را در کاهش میل جنسی نشان دهد.
 





نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دست از حق ‌به ‌جانب بودن بردارید

کدام را می‌خواهید: اینکه حق با شما باشد یا اینکه خوشبخت‌ باشید؟

در اکثر مواقع فقط می‌توانید یکی از اینها را انتخاب کنید. شما کدام را انتخاب می‌کنید؟

کدامیک از این ارزش‌ها برای شما ارزشمندتر است؟

بیشتر افراد بدون اینکه حتی متوجه باشند، انتخابشان این است که حق با آنها باشد حتی اگر این به از دست رفتن شادی و خوشبختیشان تمام شود. آخر این مقاله احتمالاً متوجه می‌شوید که شما هم یکی از این افراد هستید.

آدم‌ها برای به کرسی نشاندن حرفشان با هم دعوا می‌کنند و اعصاب خودشان و اطرافیانشان را خرد می‌کنند. این کارها زندگی را کوتاه می‌کند‌ و موجب خراب شدن، روابط، کار و حتی کشورها می‌شود.

هیچ چیز به اندازه حق را به جانب خود کردن نمی‌توانید موجب خراب شدن خوشبختی شود. برای اینکه به شما ثابت شود، کسانی که می‌شناسید در سیاستها، الگوهای رفتاری، دیدگاه‌ها و همه مسائلشان شدیداً مصر هستند را در نظر بگیرید. این افراد معمولاً بیشتر از هر کسی قضاوت می‌کنند، به دیگران توهین می‌کنند، شکایت می‌کنند، و از همه هم بیشتر رنج می‌برند. همه زندگیشان انباشته از بدبختی است. این مسئله معمولاً به سلامت فیزیکی آنها هم سرایت می‌کند.

بااینحال بیشتر افراد متوجه نیستند که انتخاب بین این دو ارزش—یعنی حق به جانب بودنشان و خوشبختیشان—در بیشتر موقعیت‌های حیاتی زندگی وجود دارد. و عدم آگاهی از آن باعث می‌شود که غریزه‌شان به‌جای آنها انتخاب کند. و انتخاب غریزه مطمئناً کوته‌بینانه، مملو از ترس، دفاعی و ناسالم است.

از این گذشته، هرچه موقعیت به خانواده و روابط خانوادگی نزدیک‌تر باشد، افراد کمتر متوجه شده و انتخاب بین این دو ارزش را به یاد می‌آورند. و اگر انتخاب نادرست انجام شود آسیب بیشتری متوجهشان می‌شود.

کدام‌یک از این ارزش‌ها برای شما ارزشمندتر است؟

برای درست گفتن باید دیگران اینطور درموردتان تشخیص دهند. برای اینکه ثابت کنید حق به جانب شماست و شما درست می‌گویید،  باید دیگران اینطور ببینند. این از غریزه ناشی می‌شود  و با کار درست را انجام دادن فرق می‌کند. برای انجام دادن صحیح کار نیاز به تایید و دانستن دیگران نیست.

تا چه حد حاضرید حق به جانب شما نباشد اما درازای آن خوشبخت‌تر باشید؟

آیا حاضرید برای اینکه خوشبخت‌تر باشید حرفتان را به کرسی ننشانید؟

البته موقعیت‌های زیادی وجود دارد که باید تفاوت‌ها مشخص شود و ممکن است دیدگاه خاص شما تاثیر مهمی بر یک موقعیت داشته باشد. موقعیت‌های زیادی هست که دیگران فقط سیاه را می‌بینند و شما سفید را می‌بینید و با مجاب کردن آنها به دیدن سفید خواهید توانست به سود مهم مثل حفظ پول یا جلوگیری از تصادفات و امثال این دست پیدا کنید.

کنار آمدن با اختلافات، مالیات استانداردی است که برای زندگی می پردازید.

اما نباید به‌تندی یعنی با غریزه‌تان با آنها برخورد کنید، یعنی هر دیدگاه مخالف را توهینی شخصی به حق‌به‌جانب بودن خودتان تصور کنید. کمک کردن برای رسیدن به یک درک بهتر و بالاتر با اینکه بخواهید همیشه خودتان درست گفته باشید یک دنیا تفاوت دارد.

و در اکثر موقعیت‌هایی که افراد برای اینکه ثابت کنند درست می‌گویند با هم گلاویز می‌شوند، بحث می‌کنند و شادی و خوشبختیشان ر ا خدشه‌دار می‌کنند، هیچ دستاورد مهمی به‌دست نمی‌آورند.

آیا به‌نظرتان درست است که بخواهید صبح خودتان و همسرتان را سر اینکه چه کسی چراغ دستشویی را شب روشن گذاشته و اینکه به او ثابت کنید کار شما نبوده، خراب کنید؟

آیا درست است که حتی اگر درمورد مذهب، اقتصاد، و سیاست حق با شما باشد اما برای اثبات آن به جمعیت کلانی از مردم، هم خودتان را عصبانی کنید و هم دیگران را تحقیر؟

یک تجربه قوی و قابل تغییر برای شما، امتحان کنید

دفعه بعدی که در برخورد با همسرتان، دوستتان یا هر کس دیگری، درمورد چیزی فهمیدید که حق با شماست، آگاهانه سعی نکنید حرفتان را اثبات کنید.

حتی اگر در دلتان بیقرار بودید که نشان دهید که شما درست می‌گویید، این‌بار را واکنش ندهید.

درعوض، ببینید آیا واقعاً دلیلی وجود دارد که اصلاً بخواهید این موضوع را دنبال کنید: آیا حل این اختلاف واقعاً فایده‌ای در بر دارد، مثل جلوگیری از تصادفات، ارتقاء سلامتی، پول درآوردن یا همچنین چیزهایی؟ اگر اینطور بود، آگاهانه به خودتان یادآور شوید که این ‌بار به ‌نرمی و مهربانانه پیش بروید. به خودتان یادآور شوید و به طرفتان هم بگویید که به این دلیل این مسئله را دنبال می‌کنید که به این نتیجه مفید دست پیدا کنید نه اینکه نشان دهید حق باشماست.

البته این احتمال وجود دارد که درست مثل خیلی از موقعیت‌ها نیاز شما به اینکه ثابت کنید حق با شماست از غریزه‌تان ناشی شده است. فواید احتمالی اینکه طرف مقابل ببیند که شما درست می‌گفتید واقعاً به اندازه استرس و برهم خوردن آرامش و شادی زندگیتان نیست.

در هر موقعیتی سعی کنید میل غریزی خود را سرکوب کنید. این‌بار اجازه بدهید همسرتان یا طرف مقابلتان هر که باشد، پیش برود. اجازه بدهید آنها باور کنند که حق دارند و درست می‌گویند.

و بعد واکنش خودتان را به این موقعیت نگاه کنید.

بیشتر مردم تعجب می‌کنند که چقدر همچنین کاری برایشان سخت است. بااین تجربه بیشتر آدم‌ها متحیر می‌شوند که چقدر غریزه‌شان روی آنها نفوذ دارد. بااینکه دانستن اینکه باید نشان دهید حق به جانب شماست شادی و آرامش را بر هم می‌زند، اینکه اجازه بدهید کسی دیگر (مخصوصاً یکی از نزدیکانتان) باور کند که او درست می‌گفته برای جلوگیری از آن آسیب کار واقعاً سختی است.

ممکن است هوای نفستان فریاد بکشد که، "اما اونوقت فکر میکنه که حق با اون بوده!" و بعد پافشاری کند که، "حالا از این به بعد همش فکر میکنه که دیگه حق با اونه!"

اولین قدم برای از بین بردن آن نفوذ، این است که نفوذ نفستان بر روی خوشبختیتان را تشخیص دهید.

بعد از اینکه برای اولین بار دیگر نیاز به نشان دادن اینکه حق به جانب شماست  را در خودتان از بین بردید—مخصوصاً اگر به قیمت این تمام شود که طرف مقابلتان تصور کند حق با اوست—ببینید چه اتفاقی می‌افتد. احتمالاً اتفاقی که می افتد این است: دنیا فرو نمی‌ریزد. به‌خاطر اینکه نشان ندادید شما درست می‌گویید همه چیز متلاشی نمی‌شود.

هیچ بحثی صورت نمی‌گیرد و هیچ درگیری بین نفس شما و نفس کسی دیگر هم اتفاق نمی‌افتد. و هیچ چیز آرامش و احساس خوشبختی شما را برهم نخواهد زد.

پس اگر می خواهید هر روز خوشبخت‌تر از روز قبل باشید، این تجربه را دوباره امتحان کنید. از درست گفتن خودتان دفاع نکنید و ببینید نفستان چطور به این موقعیت واکنش می‌دهد. باید بتوانید کم کم کنترل نفستان را در دست بگیرید.

و تماشا کنید که چطور باوجود اینکه ثابت نکردید که این شما هستید که درست می‌گفتید، دنیا ویران نمی‌شود و اتفاقاً درست برعکس آن پیش می‌آید.

اتفاق دیگری که ممکن است روی دهد این است که به مرور زمان اطرافیانتان این طریقه زندگی کردن ما را دیده، یاد گرفته و دنباله‌رو شما می‌شوند. آنها هم دست از اثبات حق داشتن خود برداشته و زندگی را بیشتر از قبل لذ‌ت‌بخش می‌کنند.

بزرگترین حق ما نعمت و توانایی این است که به دنبال خوشبختی خود باشیم. اما اکثر مردم بزرگترین موانع راه خودشان هستند. آیا نیاز شما برای اثبات درست گفتنتان هم مانعی برای رسیدن به این بزرگترین نعمت خدایی شده است؟





نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

ماشین شیک و شاسی بلند، ویلای دوبلکس در شمال، آپارتمان مجهز به سونا و جکوزی، شغل پر درآمد، مسافرت خارج، ... یک پسر ایده آل! اندامی زیبا، قدی بلند، کمری باریک، موهای فشن، بینی عمل کرده، آرایشی غلیط، لباسی چسبان، خالکوبی روی بدن، سیگار، ... یک دختر ایده آل!

معیارهایی که امروزه گریبانگیر برخی افراد جامعه گردیده است. شاید از تبعات جامعه مدرن باشد و یا تغییر الگویی متاثر از تغییر نسل و یا بدلیل هویتی گم شده. مبارزه ای تنگاتنگ بین دختران و پسرانی که رگ خواب همدیگر را پیدا کرده اند و در جدالی جنسیتی سعی در حذف رقبای خود دارند. غرقند در هیجانات دوران جوانی که البته باید تخلیه شود. زمانی که پیروز می شوند حس میکنند به حاشیه ای امن رسیده اند. توهمی سرشار از بی سرانجامی ها.

زمانی که اخلاقیات حرف زیادی برای گفتن ندارند. تجملات و ظاهرسازی ها بازاری گرم پیدا کرده اند. صداقت و وفاداری نشانه ضعف است و دروغ و ریا مظهر ذکاوت. پسرانی که تا دندان خود را مجهز به ادواتی همچون اتومبیلهای گران قیمت و مدل بالا می کنند، دخترانی که با شور و اشتیاق به چنین پسرانی چراغ سبز نشان می دهند.


صحبت از ایده آلهایی است که به سرعت درحال رشد و گسترش در میان نسل جوان است. معیارهایی که رنگ بوی مادیات میدهند و در عمل نشانی از موفقیت ندارند. میل روز افزون برخی از دختران به جاذبه های مالی پسران، و کشش پسران به جاذبه های جنسی دختران حکایت از یک دگرگونی تلخ فرهنگی دارد.


بدیهی است زمانی که پسری نگاه های حسرت آلود دخترانی را می بیند که بسوی اتومبیلی گرانقیمت خیره شده اند و درحال تعریف و تمجید از آن هستند، تصور میکند که قدرت و برگ برنده اش برای جذب دختر مورد علاقه خود، مسائل مادی است و در مقابل وقتی دختری نظاره گرٍ توجه بیش از حد پسران دیگر به دختری است که خود را شبیه مانکن ها درآورده، ناخودآگاه ترقیب میشود تا برای جذب پسر مورد علاقه اش، متوسل به ظاهرسازی به گونه ای نامتعارف گردد.

تحلیلی دقیق تر از علل پیدایش و نتایج اینگونه الگوهای رفتاری میتواند حقایقی را نمایان کند که باعث اصلاح و تغییر مسیر افراد شود. کسانی که راه را گم کرده اند که در پی رسیدن به آمال و آرزوهای خود قربانی اشتباهاتی جبران ناپذیر میگردند. تقلید کورکورانه از اطرافیان، مهیا نبودن بسترهای فرهنگی مناسب، حس رقابت ناسالم و عدم وجود شرایط مناسب برای تخلیه هیجانات به افزایش اینگونه ناهنجاری های اجتماعی می انجامد.

چه بسا دختران و پسرانی که به دلیل داشتن چنین برداشتی از زندگی دچار ناکامی، بن بست، افسردگی و نا امیدی شده اند و عمرشان در پی یافتن "ایده آل"های خود تباه و نابود گشته است. باید دانست که اتلاف عمر مسئله ای نیست که براحتی بتوان از کنار آن گذر کرد. وقتی میتوان آسانتر انتخاب کرد، واقع گرا بود، انسان را بخاطر "انسان" بودنش پذیرفت، چرا انحراف از مسیر صحیح؟

دختری که به صرف وضعیت مالی یک پسر جذب وی میشود و در سر افکاری مادی می پروراند باید بدانند آن پسر نیز به احتمال زیاد به دلیل جذابیت های جنسی و نه انگیزه های عاطفی به سوی او گرایش پیدا کرده است بنابراین اگر دختری با جذابیتهای جنسی بیشتر سر راه آن پسر قرار بگیرد، قدر مسلم، دیگر جایی در قلبش! نخواهد داشت. راهی که انتهایش شکست و سر خوردگی است. پسرانی که با رخ نمایی و نمایش ثروت خود دختری را مچذوب خود میکنند باید مطلع باشند که اگر پسری متمول تر سر راه آن دختر قرار بگیرد، بازنده میدان رقابت خواهند بود.

 از طرف دیگر اگر پسری متوجه شود که هدف اصلی دختری از ارتباط با او مسائل مادی بوده است احساسی که درونش بوجود می آید مانند احساس دختری است که متوجه شود هدف اصلی پسر مورد علاقه اش از برقراری ارتباط با او، کامیابی جنسی بوده است.

پسرانی که از اسلحه "ثروت" و "زبان" برای جذب دختران استفاده میکنند سعی در موفقیت حداکثری دارند بدین معنا که چون از مادی گرایی برخی دختران اطلاع دارند تلاش می کنند با چرب زبانی و دادن وعده های پوچ و تو خالی برای اثبات و ارتقای اعتماد بنفس خود، صاحب افراد گوناگون شوند و تا حد امکان با احساسات آنها بازی نمایند. آنها تصور میکنند که با "پول" میتوانند مالک "دلها" شوند. این دسته از پسران معمولاً برای معشوقه خود "تاریخ انقضاء" تعیین میکنند و از هیچگونه تعهد اخلاقی و وفاداری برخوردار نیستند.

"پسر خوبیه چون خوب خرج میکنه"، این جمله را دخترانی بکار میبرند که هدفی جز سوء استفاده مالی در سر ندارند. آنها برای "تفریح" می آیند و رابطه شان خالی از عواطف و احساسات است. براحتی از "معشوق" خود میگذرند و جذب دیگری میشوند. مرتب و به عناوین مختلف سعی میکنند منافع مادی بیشتر کسب نمایند و از این طریق ارضاء گردند.

افرادی که خود را درگیر این نوع روابط میکنند به نوعی همیشه در استرس و تشویش بسر میبرند. بی قرار و شتابان به هر دری می کوبند اما هر چه بیشتر سعی میکنند، کمتر نتیجه میگیرند. عمرشان میگذرد و در نهایت به خوشبختی دست نخواهند یافت.

داشتن زندگی راحت و برخورداری از امکانات رفاهی و انتخاب فردی دارای ظاهری مناسب، مورد پسند همگان است ولی غرق شدن در مادیات و معیارهای ظاهری هرگز سرانجامی نخواهد داشت. انسانیت، همدلی و عشق شرط خوشبختی و تداوم رابطه است. تشکیل خانواده ای گرم و صمیمی که محبت پایه و اساس آن باشد می تواند آرامشی بی پایان به ارمغان آورد.






نوع مطلب : مهارت های ارتباطی ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



( کل صفحات : 15 )    ...   3   4   5   6   7   8   9   ...   
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو